( 1 )
يا بنى اميه الا ترجما كبرى * فانما انتما و الشكل مثلان
اى پسران اميه آيا بر پيرى من رحم روا نميداريد .
شما و داغى كه از شما بر دلم مىنشيند قرين يك ديگريد گفتهاند :
بدستور ابو جعفر سادات بنى الحسن را دست به گردن بسته از حجاز به عراق مىآوردند . هنگامى كه به اراضى نجف رسيدند عبد اللَّه بن حسن بيارانش رو كرد و گفت :
- آيا در اين دهكدهها كسى نيست كه ما را از چنگ اين مرد خونخوار نجات دهد ؟
حسن و على دو تن از مردم آنجا با شمشير بحضورش شتافتند و گفتند :
- يا ابن رسول اللَّه . ما آمادهى دفاعيم .
اما عبد اللَّه آنان را باز گردانيد :
- به وظيفهى خود قيام كردهايد در برابر اين قوم از شما كارى ساخته نيست به خانهى خود باز گرديد .
عيسى بن موسى هاشمى مىگويد :