تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
( 1 ) ابو جعفر منصور آن چنان كه گوئى حرف عبد اللَّه را باور نميدارد گفت : - اين سخن‌ها را كنار بگذار . به پسرانت بنويس . به آن كس كه نامه‌هايت را به آنان مىرساند بنويس . ابو جعفر تقريبا دست از غذا كشيده بود . مطلقا رويش را به عبد اللَّه كرده بود و تأكيد مىكرد كه محمد و ابراهيم را بدربار خلافت تسليم دارد و عبد اللَّه هم در جواب ابو جعفر يك بند قسم ياد ميكرد كه نميداند پسرانش كجا هستند . ابو جعفر منصور پشت سر هم مىگفت : - ابو محمد نكن اين كارها را . نكن اين كارها را ابو محمد . سندى بن شاهك مىگويد : ابو جعفر به عقبه بن مسلم چنين دستور داده بود . وقتى از غذا فراغت يافتيم . من به تو يك نگاه مياندازم . در اين هنگام تو جلوى عبد اللَّه بن حسن خود را آشكار ساز . ميدانم كه او روى از تو برخواهد گردانيد ولى تو به پشت سرش چرخ بزن و با نوك پايت به پشت او فشار بياور . در اين هنگام عبد اللَّه چشمهاى خود را به روى تو خواهد درآيند . ديگر بس است . همين كافيست اما زنهار تا غذا پايان نيافته هرگز به او تعرض مدار . عقبة بن مسلم همين كار را كرد . وقتى عبد اللَّه بن حسن چشم به روى