تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
( 1 ) ما را پنهان نداشت و همه چيز را پيش ابو جعفر فاش كرد . حارث بن اسحاق مىگويد : ابو جعفر منصور در سفرى كه به حج رفت از عبد اللَّه بن حسن سراغ پسرانش را گرفت . عبد اللَّه در جواب او طفره رفت و حقيقت را بروز نداد . ابو جعفر منصور در سفرى كه به حج رفت از عبد اللَّه بن حسن سراغ پسرانش را گرفت . عبد اللَّه در جواب او طفره رفت و حقيقت را بروز نداد . ابو جعفر به عبد اللَّه بن حسن دشنام شنيعى داد . نام مادرش را بر زبان راند . عبد اللَّه بن حسن گفت : - بكدام مادرم ناسزا مىگوئى . فاطمه‌ى بنت الحسين عليه السلام . يا فاطمه‌ى زهرا دختر رسول اللَّه . يا خديجه دختر خويلد . يا ام اسحاق دختر طلحه ؟ . . . مادران من اين چند زن هستند . ابو جعفر در جواب او گفت : - به اين چند زن كه نام برده‌اى جسارتى نكرده‌ام . من به « جربا » دختر قسامه بن رومان فاش داده‌ام . مسيب بن ابراهيم از جايش جست و گفت : - اجازت كن يا امير المؤمنين گردن اين مادر . . . را با شمشير بزنم . زياد بن عبد اللَّه برخاست و رداى خود را بر سر عبد اللَّه بن حسن انداخت و گفت :