( 1 ) ما را پنهان نداشت و همه چيز را پيش ابو جعفر فاش كرد .
حارث بن اسحاق مىگويد :
ابو جعفر منصور در سفرى كه به حج رفت از عبد اللَّه بن حسن سراغ پسرانش را گرفت .
عبد اللَّه در جواب او طفره رفت و حقيقت را بروز نداد .
ابو جعفر منصور در سفرى كه به حج رفت از عبد اللَّه بن حسن سراغ پسرانش را گرفت .
عبد اللَّه در جواب او طفره رفت و حقيقت را بروز نداد .
ابو جعفر به عبد اللَّه بن حسن دشنام شنيعى داد . نام مادرش را بر زبان راند .
عبد اللَّه بن حسن گفت :
- بكدام مادرم ناسزا مىگوئى . فاطمهى بنت الحسين عليه السلام .
يا فاطمهى زهرا دختر رسول اللَّه . يا خديجه دختر خويلد . يا ام اسحاق دختر طلحه ؟ . . . مادران من اين چند زن هستند .
ابو جعفر در جواب او گفت :
- به اين چند زن كه نام بردهاى جسارتى نكردهام . من به « جربا » دختر قسامه بن رومان فاش دادهام .
مسيب بن ابراهيم از جايش جست و گفت :
- اجازت كن يا امير المؤمنين گردن اين مادر . . . را با شمشير بزنم .
زياد بن عبد اللَّه برخاست و رداى خود را بر سر عبد اللَّه بن حسن انداخت و گفت :
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 314
مساهمون: جواد فاضل
ص٣١٤