( 1 ) مگر آنكه به انحراف راه پيمايند و فساد بر پا سازند .
ابو العباس سفاح ديگر از محمد و ابراهيم ياد نكردند و عبد إله بن حسن آسوده خاطر بمدينه بازگشت .
گفتهاند :
- هنگامى كه ابو العباس سفاح كاخ رصافه را در « انبار » بنا كرد روزى به عبد اللَّه گفت :
- با من بيا تا ساختمان اين كاخ را تماشا كنيم .
نگاه عبد اللَّه بن حسن وقتى به تالارها و اتاقهاى مجلل رصافه افتاد گفت :
الم تر حوشبا . . .
و خاموش ماند .
ابو العباس دريافت كه عبد اللَّه ميخواست شعرى انشاد كند منتهى جلوى زبانش را گرفت .
با لحن آمرانهاى گفت :
- بقيهاش را بگو .
عبد إله دست پاچه شد :
- من جز خير ارادهاى نداشتم يا امير المؤمنين .
ابو العباس قسم خورد :
- به خدا دست بر نميدارم . همهاش را بخوان .
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 268
مساهمون: جواد فاضل
ص٢٦٨