( 1 ) عبد إله بناچار اين دو شعر را انشاد كرد .
الم تر حوشبا امس يبنى * بيوتا نفعها لبنى نفيله
مگر نمىبينى « حوشب » خانهاى ميسازد كه سودش بهره بنى نفيله است
يومل ان يعمر الف عام * و امر اللَّه بطريق كل ليله
آرزومند است كه هزار سال زندگانى كند اما فرمان خدا شب هنگام فرا خواهد رسيد ابو العباس اين تمثيل تلخ را ناشنيده انگاشت و به اعتراض عبد إله بن حسن لب از لب نگشود .
گفته مىشود كه ابو العباس از عبد إله بن حسن پرسيد :
- چرا به اين شعرها تمثيل كردهاى .
وى در جواب گفت :
- ميخواستم خصلت زهد را در نهاد امير المؤمنين تقويت كنم .
محمد بن ضحاك گفت :
ابو العباس سفاح براى عبد إله بن حسن اين شعر را فرستاد .
اريد حياته و يريد قتلى * عذيرك من خليلك من مراد