تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
( 1 ) حسن بن حسن گفت : - اين بار اگر خليفه از محمد و ابراهيم سخن بميان آورد و ترا هدف پرس و جو قرار داد به او بگو عمويشان حسن از احوالشان خبر دارد . هيچ كس مثل حسن با خفاگاهشان آشنا نيست . عبد اللَّه بن حسن با نگرانى از برادرش پرسيد . - بجاى من اين استنطاق طاقت فرسا را قبول خواهى كرد ؟ - بله ، قبول كرده‌ام . روز ديگر كه عبد اللَّه بن حسن بحضور خليفه رسيد ابو العباس از نو درباره‌ى محمد و ابراهيم صحبت كرد و بار ديگر به عبد اللَّه بن حسن گفت اين دو پسر در كجا بسر مىبرند . عبد اللَّه بيدرنگ جواب داد . - عمويشان حسن از همه بهتر ميداند كه برادرزاده‌هايش چه مىكنند . ابو العباس سكوت كرد و گذاشت اين محفل بپايان رسد . اما در همان روز بدنبال حسن بن حسن معروف به « حسن مثلث » فرستاد و او را احضار كرد . - عبد اللَّه برادر تو چنين ميگفت . مىگفت تو از حال محمد و ابراهيم خبرها دارى . حسن بن حسن در جواب خليفه گفت :
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 266 | جواد فاضل / أبي الفرج الأصفهاني