( 1 ) مردك آهنگر كه آن آهن پارههاى ناچيز را پر مشترى ديد بر قيمتش افزود و آنقدر روى اين قيمت ايستادگى كرد تا بيست هزار درهم از بازرگانان خراسان دريافت داشت و آن چند رشته زنجير از هم گسيخته را در اختيارشان گذاشت خراسانىهائى كه آن زنجير پارهها را خريدند حلقه حلقه ميان هم قسمت كردند و از آن حلقهها براى انگشترىهاى خود نگين ساختند و بدين ترتيب از شخصيت يحيى تبرك جستند .
قتل يحيى
يوسف بن عمر جريان اوضاع را بعرض وليد بن يزيد « خليفهى وقت » رسانيد .
دستور رسيد كه يحيى را امان بدهد و آزادش بگذارد .
يوسف بن عمر هم به نصر بن سيار فرمان خليفه را ابلاغ كرد .
نصر بن سيار يحيى بن زيد را احضار كرد و او را به آزادى و امان مژده داد و بعد سخن از تقوى و عفاف و آرامش بميان كشيد و سفارش كرد كه ديگر گرفته نگردد .
يحيى بن زيد با صراحت گفت .
آيا امروز براى امت محمد فتنهاى خطرناكتر و زيانبخشتر از دستگاه شما يافت مىشود . اين فتنه نيست كه شما خون بناحق ميريزيد و دعوت بناحق ميداريد .
نصر بن سيار به سخنان يحيى پاسخى نگفت فقط فرمان داد دو هزار