تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
( 1 ) حكم بن يزيد مردى از خاندان اسيد بن عمرو را طلبيد و يحيى را به او سپرد . يحيى در خانه‌ى آن مرد شش ماه اقامت داشت . فرمانده سپاه در آن منطقه مردى بود كه « حنظله » ناميده ميشد . گروهى از خوارج بديدار زيد آمدند و به او پيشنهاد دادند بر ضد حكومت بنى اميه قيام كند و همدوش آنان بجنگد . يحيى هم ميخواست اين پيشنهاد را بپذيرد ولى يزيد بن عمرو جلويش را گرفت : - تو يا ميخواهى با كمك گروهى به جنگ امويون به روى كه آن گروه از على و آل على برائت و بيزارى ميجويند ؟ يحيى دريافت كه اين همكارى صورت‌پذير نيست . بنابر اين در جواب خوارج با لحن دلاويزى عذر خواست . يحيى بن زيد از سرخس به « بليغ » رخت كشيد . در آنجا بر حريش بن عبد الرحمن شيبانى نزول كرد و در آنجا تا مرگ هشام بن عبد الملك و خلافت يزيد بن وليد بسر برد . وقتى وليد بن يزيد بر سرير خلافت استقرار يافت يوسف بن عمر به نصر بن سيار كه والى خراسان بود كتبا دستور داد . « حريش بن عبد الرحمن را وادار كن كه يحيى بن زيد را دستگير و تحويل دهد . در اين امر شدت عمل به كار ببرد » نصر بن سيار به عقيل بن معقل كه حكمران بلخ بود فرمان
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 237 | جواد فاضل / أبي الفرج الأصفهاني