تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
( 1 ) داد حريش را احضار كند و آنقدر شكنجه و عذابش بدهد تا يحيى را تسليم سازد . عقيل بن معقل بيدرنگ حريش را بحضور طلبيد و دستور داد زير تازيانه‌اش بگذارند . جلادهاى بلخ حريش بن عبد الرحمن را ششصد تازيانه زدند ولى او مىگفت : - به خدا اگر يحيى زير پاهاى من خوابيده باشد من پاى خود را از وى بر نخواهم داشت . هر چه از دستتان بر مىآيد در حق من دريغ مداريد . جلادها از نو آماده شدند كه شكنجه‌اش بدهند ولى پسر خويش كه قريش نام داشت جلو دويد به دو گفت : - از پدرم دست بداريد . من يحيى را به شما تحويل مىدهم . با گروهى از فراش‌هاى حكومت بخانه‌اى كه يحيى در آنجا اقامت داشت رفت و يحيى را كه در يك پستو پنهان بود بدست فراش‌ها سپرد . در آن پستو يحيى بن زيد و يزيد بن عمرو فضل برده‌ى آزاد شده‌ى قبله‌ى عبد القيس پنهان بودند كه هر سه بدست حكومت بلخ افتادند . عقيل بن معقل يحيى را به نصر بن سيار تحويل داد . او يحيى را بزنجير كشيد و جريان را به يوسف بن عمر گزارش كرد .