تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
( 1 ) كردم . بهر گروهى از كاروانيان كه ميرسيديم تقاضاى طعام مىكردم . هر چه ميدادند با او و اصحاب خود ميخورديم تا به « نينوى » رسيديم در آنجا من « سايق » را از جريان آگاه ساختم . وى خانه‌ى خود را در اختيار يحيى گذاشت و خود به مصر رفت . من هم يحيى را در همانخانه گذاشتم و گذشتم . ديگر از او خبرى به من نرسيد . گفته‌اند : يحيى بن زيد به سمت مدائن رفت . مدائن در آن تاريخ شاهراه خراسان « از راه عراق » بود . به يوسف بن عمر خبر دادند كه يحيى راه مدائن را به پيش گرفته است . بيدرنگ بدنبال او فرستاد اما فرستادگان او يحيى را در مدائن نديدند . بسراغ او رو بسوى رى نهادند يحيى به رى رسيده بود . گفته‌اند : در طول مدتى كه يحيى در مدائن بسر ميبرد ميزبان او دهقانى از دهقانان مدائن بود . يحيى از رى بسوى خراسان رخت كشيد . وى در سرخس بر يزيد بن عمرو تميمى ورود كرد .
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 236 | جواد فاضل / أبي الفرج الأصفهاني