تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
( 1 ) وى در خون خود مىطپيد و مىگفت : - درود بر تو باد پدرم جد من رسول اللَّه بر تو سلام ميفرستد و مىگويد بسوى ما بشتاب . بدنبال اين سخن شهقه‌اى كشيد و جان سپرد . سپاه كوفه ابو عبد اللَّه الحسين « ارواحنا فداه » را احاطه كرده بودند . كودكى از خيمه‌ها بسوى ميدان جنگ ميدويد . زينب دختر على « عليها السلام » بدستور برادرش او را به آغوش كشيده بود نمى گذاشت فرار كند . بالاخره از ميان بازوهاى عمه‌اش گريخت و خود را به ابو عبد اللَّه رسانيد . ابجر بن كعب با شمشير خود بر حسين بن على حمله آورد . پسرك دليرانه به ابجر گفت : - واى بر تو اى زاده خبيث . تو ميخواهى عمويم را بقتل رسانى ؟ ابجر آن ضربه‌ى هولناك را بر سر اين كودك فرود آورد . ولى او بازوى خود را در برابر اين ضربه سپر قرار داد . ضربت شمشير بازوى او را قطع كرد . به اين صورت كه به پوست آويزانش ساخت . كودك فرياد كشيد : - مادر !
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 180 | جواد فاضل / أبي الفرج الأصفهاني