( 1 ) در اين هنگام حسين بن على است آن زن را گرفت و به خيمه برش گردانيد .
و بعد بسوى پسرش و جوانانش برگشت و گفت :
- برادرتان را از زمين برداريد .
جنازهاش را برداشتند و در كنار خيمهها بر خاك گذاشتند سعيد بن ثابت ميگويد :
- هنگامى كه على بن الحسين بسوى ميدان جنگ عزيمت داشت پدرش حسين بن على به گريه آمد و گفت پروردگارا تو بر اين قوم گواه باش اكنون جوانى بسويشان ميرود كه از همه مردم به رسول تو شبيهتر است .
آن جوان بر صفوف دشمن حمله آورد . در خلال حملات خود به پيش پدر باز مىگشت و مىگفت :
- تشنهام بابا ! حسين بن على جوابش ميداد :
- صبر كن اى عزيز من هنوز روز امروز شام نشده رسول اللَّه ترا از كاسههاى بهشت سيراب خواهد ساخت .
على بن الحسين حملات خود را تكرار مىكرد تا سرانجام تيرى به حلقش رسيد و حلقش را دريد [ ( 1 ) ]
هامش
[ ( 1 - ) ] پيداست كه در اين روايت اشتباهى با قتل على بن الحسين الاصغر رخ داده است .