تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
( 1 ) وى آب بياورند . به آب نزديك شدند . نافع بن هلال بجلى پيشاپيش اين شصت تن مىتاخت . عمرو بن حجاج با ستونهاى مسلح خود از سپاه عمرو بن سعد آب را تحت اختيار گرفته بود . فرياد كشيد : - اين كيست كه بسوى شريعه پيش مىآيد ؟ نافع بن هلال گفت : - من هستم . - خوش آمدى اى برادرزاده ، آمده‌اى چكنى ؟ نافع گفت : - آمده‌ايم از اين آب كه در اختيار شماست بنوشيم . - بنوش . - نه . من هرگز لب به آب نمىآلايم زيرا حسين بن على تشنه است . عمرو گفت : - نمىگذارم . ما را در اينجا قرار داده‌اند تا آب را به روى شما به‌بنديم . و بدنبال اين سخن با گروهى از سپاه خود جنبيد كه ياران حسين را از پهلوى او براند . نافع به پياده‌ها اشاره كرد جلو برويد . آب برداريد .