تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
( 1 ) چند بار بر سپاه كوفه حمله‌ور شد و صفوف دشمن را از هم دريد . مره بن منفذ عبدى نگاهش كرد و گفت گناهان عرب به گردن من باد اگر مادرش را بعزايش ننشانم ، او همچنان اسب ميتاخت و مىجنگيد . در گرماگرم اين جنگ مره‌ى عبدى از پشت سر با نيزه بر او حمله برد و بخاكش افكند . سپاه كوفه دورش حلقه زدند و با شمشير پاره پاره‌اش كردند . حميد بن مسلم مىگويد : گوئى هم‌اكنون آواز حسين بن على را ميشنوم كه فرياد مىكشد : - خدا بكشد آن قوم را كه ترا كشتند اى پسرك من . چه جرأتى به كار بردند كه از خدا نترسيدند و حرمت رسول اللَّه را ناچيز گرفتند و بعد گفت : - پس از تو خاك بر دنيا باد باز هم حميد بن مسلم گويد : - انگار زن زيبائى را كه همچون خورشيد ميدرخشد مىبينم كه شيون مىكشد : يا حبيباه . يا ابن اخاه پرسيدم اين زن كيست ؟ گفتند : - وى زينب دختر على بن ابى طالب است . اين زن همچنان ميدويد تا خود را بر جنازه خونين على انداخت
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 178 | جواد فاضل / أبي الفرج الأصفهاني