( 1 ) ميان خاك و خون بدرود حيات گفت .
رحمة اللَّه عليه و رضوانه ابو عبد اللَّه الحسين « ارواحنا فداه » آب مىطلبيد .
شمر بن ذى الجوشن در پاسخش سخنانى سخيف مىگفت « ! » مردى هم از سپاه عمر بن سعد گفت :
مىبينى يا حسين كه آب فرات همچون شكم مارها موج مىزند ؟
به خدا از اين آب قطرهاى نخواهى چشيد و تشنه لب جان خواهى سپرد .
حسين بن على در پاسخش نفرين كرد :
« خدايا اين مرد را تشنه بميران » حميد بن مسلم مىگويد :
- به خدا اين مرد را در موقع مرگش ديدم كه همى آب ميخواست و همى آب مينوشيد اما آنچه مينوشيد از گلويش فرو ميريخت . دوباره آب طلب ميداشت و فرياد مىكشيد :
- آبم بدهيد كه اين تشنگى مرا كشت .
آنقدر آب نوشيد و قى كرد كه به هلاكت رسيد .
حميد بن مسلم مىگويد :
هنگامى كه عطش بر حسين بن على شدت داد برادرش عباس بن على را با سى نفر پياده و سى نفر سواره بسوى شريعهى فرات فرستاد تا براى
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 182
مساهمون: جواد فاضل
ص١٨٢