و گرسنه است هيچ تواند بود كه مرا طعامى دهيد تا خداى تعالى شما را از اطعمهء جنت بهره مند گرداند پس شاه اولياء عليه السّلام قرص خود را به او تصدق فرمود اهل بيت و فضه نيز متابعت آن سرور نمودند و و قرصهاى خود را به آن يتيم بخشيدند و در آن شب نيز به آب خالص افطار فرمودند و طعامى ننوشيدند و در روز سوم نيز آن سيدهء طاهره پنج قرص ديگر پخت چون شب آمد خواستند كه افطار نمايند ناگاه آوازى به گوش ايشان رسيد كه من اسيرم از اسيران محمّد و در اينجا غريبم و فرمانده و مضطر و گرسنه مرا طعامى دهيد تا خداى شما را از خوان جنان حظى كامل و نصيبى شامل ارزانى فرمايد شاه ولايت پناه چون نداى اسير بشنيد قرض خود را به او تصدق فرمود حضرت فاطمه و امام حسن و امام حسين صلوات اللَّه عليهم نيز بافضه قرصهاى خود را بدان اسير بخشيدند ، و در آن شب نيز به آب افطار نمودند و طعامى نچشيدند روز چهارم سرور اولياء دست حسن و حسين گرفته به خدمت حضرت رسالت پناهى رفت و آن دو نور ديدهء زهراء از جوع و بىقوتى و ضعف ميلرزيدند چون چشم حضرت رسالت پناه صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم بر ايشان افتاد فرمود يا ابا الحسن ايشان را چه شده است كه چنين ضعيف و ناتوان شدهاند شاه اولياء صورت واقعه را بعرض سرور انبياء رسانيد آن حضرت بجانب فاطمه زهرا عليها السلام روان شد چون بحجرهء طاهرهء سيدهء نساء در آمد ديد كه آن معصومه در مصلى خود بعبادت مشغولست و از بىقوتى و گرسنگى شكم او بر پشت چسبيده چون آن حضرت قرة العين خود را به آن حال ديد آه از نهاد مباركش بر آمد و فرمود كه
وا غوثاه يا اللَّه اهل بيت محمّد يموتون جوعا
يعنى اى پروردگار عالم اهل بيت پيغمبر تو از گرسنگى بخواهند مرد ، و در روايت ابن مهران واقعست كه آن حضرت چون اهل بيت خود را به آن حالت ديد فى الحال خود را بر ايشان انداخت و ميگريست و ميگفت كه شما سه روز و سه شب است كه هيچ طعام نخوردهايد و از بىقوّتى بىقوت و ضعيف گشتهايد و من از شما غافل بودهام پس جبرئيل عليه السّلام از نزد ملك جليل در رسيد و فرمود
خذها يا محمّد هناك اللَّه عز و جل فى اهل بيتك قال : و ما آخذ يا جبرئيل ، قال فاقر هَلْ أَتى عَلَى الإِنْسانِ ) * الى آخر السورة
يعنى اى محمّد بگير اين را و خرم باش به آن كرامتى كه خداى تعالى باهل بيت تو كرامت فرموده است سوره هل أتى را تا به آخر به حضرت رسالت پناه تلاوت فرمود ، و اينقصه از ابن عباس و مجاهد و ابى صالح مرويست و واقدى در تفسير خود بروايت عطا از ابن عباس چنين نقل كرده كه
ان على بن ابى طالب آجر نفسه ليسقى نخلا بشىء من شعير ليلا حتى أصبح فلما اصبح و قبض الشعير طحن ثلثه فجعلوا منه شيئا لياكلوه و يقال له الحريرة فلما تم انضاجه أتي مسكين فأخرجوا اليه الطعام ثم عمل الثلث الثانى فلما تم انضاجه اتى يتيم فسئل فأطعموه ثم عمل الثلث الثالث فلما تم انضاجه أتى أسير من المشركين فسئل فاطمعوه و طووا يومهم ذلك
يعنى بدرستى كه على بن ابى طالب عليه السّلام نفس نفيس
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 99
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٩٩