تعالى ايشان را از اين بيمارى شفا دهد و لباس عافيت در ايشان پوشاند پس آن سيد اوصياء نذر فرمود كه اگر حق سبحانه و تعالى ايشان را از اين بيمارى شفا دهد من سه روز روزه بدارم و چون آن سرور دين نذر فرمود فاطمه و حسن و حسين عليهم السّلام و فضه كه خادمهء ايشان بود موافقت فرمودند و همه اقتدا به آن حضرت نموده نذر كردند ( 1 ) پس چون حق سبحانه لباس عافيت در ايشان پوشانيد و آن دو سيد و سرور را از دار الشفاى عافيت شراب صحت چشانيد عزيمت نمودند كه به نذر خود قيام نمايند و در حجرهء طاهره هيچ طعامى نبود كه به آن افطار كنند پس آن سرور اوصياء چنان كه در روايت ابن مهران باهلى مذكور است بنزد شمعون يهودى خيبرى رفت كه همسايه آن حضرت عليه السّلام بود و به آن يهودى گفت كه
هل لك أن تعطينى جزة من صوف تغزلها لك بنت محمّد بثلثة أصواع من شعير قال نعم فجاء بالصوف و الشعر
يعنى آن حضرت بشمعون خيبرى گفت كه اى شمعون آيا تواند بود كه پارهء پشم به من دهى كه آن را فاطمهء زهرا و قرة العين محمّد مصطفى از براى تو بريسد و تو از براى اجرت آن سه صاع جو به من دهى شمعون گفت كه اى على راضى شدم به اين معامله پس آن يهودى بخانهء خود در آمد و سه صاع جو و آن پشم را برداشت و بنزد امير المؤمنين عليه السّلام آمد پس شاه اولياء آن پشم و جو را بحجرهء فاطمهء زهرا عليها التحية و الثناء آورد و اهل بيت بوفاى نذر مشغول شدند و نيت روزه فرمودند و حضرت فاطمه عليها السلام در روز اول يك صاع را از آن جو آرد كرده و پنج قرص آماده فرمود چون شب در آمد نماز شام اداء فرمودند و طعامى كه مهيا ساخته بودند حاضر آوردند و ميخواستند كه افطار نمايند ناگاه آوازي به گوش ايشان رسيد كه السلام عليكم يا اهل بيت محمّد من مسكينم از مساكين و محتاجم و گرسنه مرا طعامى دهيد تا خداى تعالى شما را از موايد جنت محظوظ گرداند پس سرور اسخياء و سيد اوصياء قرص خود را به او تصدق فرمود چون باقى أهل البيت عليهما السّلام آن كرم و سخاوت از آن سرور مشاهده نمودند همه به آن مقتدا اقتدا فرمودند و قرصهاى خود را به آن مسكين تصدق كردند و در آن شب همه بىطعام بماندند و به آب خالص افطار نمودند و فضه كه خادمهء ايشان بود نيز متابعت ايشان نموده قرص خود را تصدق نمود روز دوم حضرت فاطمه زهرا عليها سلام بر نهج روز اول پنج قرص مهيا ساخت و چون روز در آمد خواستند كه إفطار نمايند ناگاه آوازى به گوش مبارك ايشان آمد كه يا اهل بيت محمّد يتيمى بر در سراى شماست بيكس و فرمانده است و قوتى ندارد
هامش
( 1 ) ظواهر آيات شريفه و جموعى كه در اين آيات مباركه مذكور است مانند * ( يُوفُونَ ) * و * ( يُطْعِمُونَ ) * و غيرهما دلالت دارند بر آنكه نذر كننده و وفا كنندهء به نذر تنها امير المؤمنين و فاطمه سلام اللَّه عليهما نبوده بلكه كسانى ديگر شركت داشتند و آن كسان باتفاق فريقين حسنين عليهما السلام و فضه خادمه بودند و با توجه بدين نكته فضيلت مخصوصى از اين آيات كريمه براى حسنين عليهما السلام مستفاد ميگردد و آن اينست كه حقتعالى آن دو بزرگوار را مانند ساير اطفال نابالغ بشمار نياورده بلكه مانند پدر و مادرشان تجليل و تعظيم نموده و مستحق اجر و ثواب دانسته و جزاء عمل ايشان را همانند جزاء عمل امير المؤمنين و فاطمه عليهما السلام قرار داده و درباره همگى فرموده : * ( وَجَزاهُمْ بِما صَبَرُوا ) * . الآيات .