تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
دثرونى فصبوا على ماء باردا پس حق سبحانه سورهء * ( يا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ ) * به من نازل گردانيد ، و گويند مدثر مستعار است از براى مختفى چه آن حضرت در غار حراء بود كه اين وحى بوى نازل شد و نيز گفته‌اند كه آن حضرت از جفاى قريش متأذى شد و جامه در سر كشيد و در باب ايشان تأمل و تفكر ميفرمود كه جبرئيل اينسوره بوى آورد ، و بعضى گويند مراد دثار نبوتست يعنى اى لباس نبوت و كمالات نفسانيه در بر افكنده قيام نماى باداى مراسم نبوت * ( فَأَنْذِرْ ) * پس بترسان بندگان را از عذاب ، يعنى كسانى را كه غير او سبحانه را پرستند و در حق او عصيان ورزند ، و ميتواند بود كه مفعول * ( فَأَنْذِرْ ) * قوم آن حضرت باشند كما قال وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الأَقْرَبِينَ و در كشاف آورده كه صحيح آنست كه مراد تعميم باشد و معنى اينكه فافعل الانذار من غير تخصيص باحد ، كما قال وَما أَرْسَلْناكَ إِلَّا كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشِيراً وَنَذِيراً يعنى اندار را بفعل آور بىآنكه مخصوص بيكى دون ديگرى باشد . ( 3 ) - * ( وَرَبَّكَ فَكَبِّرْ ) * و پروردگار خود را بتعظيم ياد كن ، تقديم مفعول جهت افاده تخصيص است يعنى خاص گردان خداى خود را بتكبير و تعظيم كه آن وصف او است بكبرياء و جبروت بقول اللَّه أَكْبَرُ مرويست كه چون اين آيه نازل شد پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم فرمود كه اللَّه اكبر و خديجه نيز به همين وجه تكبير گفت و خوشحال شد و بيقين دانست كه اينوحى است چه شيطان آمر اينكلمه نميشود ، و بعضى گفته‌اند كه مراد تكبير است در مفتتح صلوة پس ايندليل وجوب تكبير احرام باشد . و صاحب كنز العرفان گويد كه آيه دالست بر وجوب شيئى از تكبير احرام ، و خلافى نيست در عدم وجوب آن در غير صلوة پس در صلوة واجب است نه غير و هو المطلوب و در اينجا چند مسئله است يكى آنكه واجبست در آن صيغهء اللَّه أَكْبَرُ زيرا كه آن متبادر است بفهم نزد اطلاق تكبير ، دوم واجبست مراعات لفظ مذكور بدون تغيير ترتيب آن و جايز نيست اتيان بمرادف آن و تعريف و مدى كه مخرج معنى خبريت باشد باستفهاميه ( 1 ) چون مدّ لفظ جلاله يا مخرج واحد باشد بجمع چون مدّ لفظ أكبر زيرا كه حينئذ جمع كبر مىشود كه طلبست ، سوم جايز نيست ترجمهء به غير عربى زيرا كه آن نه از كلام خدا و رسولست و قول ابي حنيفه بجواز آن به جهت احتجاج او بقوله تعالى وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّه فَصَلَّى كه تعليق صلواتست بر ذكر اسم او سبحانه كه اعم از عربيت است و غير آن باطلست زيرا كه مراد باسم در اين آيه أذانست فقط چه ذكر ( فاء ) در عقب آن مقتضى
هامش
( 1 ) يعنى اگر بگوئيم * ( اللَّه أَكْبَرُ ) * ممكن است چنين توهم شود كه همزهء استفهام داخل شده بر ( اللَّه ) و همزهء وصل قلب بالف شده و بنا بر اين از معنى خبريت خارج و معنى استفهام پيدا كرده است .