تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
بر تو قولى را كه ثقيل باشد بر تو تلقى آن و آن در اشد صور وحى بود كه آن حضرت مثل آواز دراى ( 1 ) شنودى و از مجرد صوتى بىاعتماد بر مخارج فرا گرفتن حروف و كلمات از طريق معتاد خارج مينمود و از آن جهت در آن حال ثقلى تمام به سيد انام صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم ميرسيد چنانچه از عايشه منقول است كه در روزى كه سرما بغايت سردى بود ميديدم كه وحى بر او فرود ميآمد و از جبين مبين او قطرات عرق ميچكيد و در حين نزول وحى بر آن حضرت بر اين نوع كه مذكور شد اگر بر شترى سوار بودى دست و پاى شتر خم گشتى و اگر تكيه بر ران يكى از اصحاب داشتى خوف شكستن آن بودى ، و در اين محل روى گل برگش بر افروختى بسان گل كه بصحن چمن بر افروزد ، و حارث ابن هشام نيز روايت كرده كه من از رسول پرسيدم كه يا رسول اللَّه كيف يأتيك الوحى چگونه وحى به تو ميآيد فرمود أحيانا يأتينى مثل صلصلة الجرس و هو أشد على فيفصم عنى و قد وعيت ما قال و أحيانا يتمثل الملك رجلا فأعى ما يقول يعنى وحى گاهى چون آواز جرس به من ميرسد و او بر من بسيار دشوار مىباشد پس منقطع مىشود از من و من او را در گوش خود نگاه ميدارم و اوقاتى ديگر فرشته اى به صورت مردى ميآيد و آنچه ميگويد حفظ آن ميكنم ، و در بحر الحقايق آورده كه قرآن در نفس خود مفصل است كما قال كِتابٌ فُصِّلَتْ آياتُه و نسبت با جميع كتب منزلهء سماويه صورت اجمالى دارد چه مصدق و موافق همه است كه وَمُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْه پس ثقل قرآن اشارتست بجمعيت وى ميان صورت اجماليه و تفصيليه ، و شبهه اى نيست در آنكه جامع امرين اثقل و اعظم و اكمل خواهد بود ، و كشندهء چنين بارى جز صاحب جمعيت را نشايد ، و ببايد دانست كه ذكر اين آيه بعد از امر بقيام ليل به جهت تسهيل تكليف است بر آن حضرت بتهجد و دلالت بر آنكه تهجد امريست مضاد طبيعت و مخالف نفس پس اين تعليلى است مستأنف جهت تهجد به جهت آنكه بر طبيعت ثقيل و شاقست لازمست او را از چيزى كه معالج ثقل آن باشد و اين حمله ايست معترضه ميان قُمِ اللَّيْلَ و ميان قوله : ( 6 ) - * ( إِنَّ ناشِئَةَ اللَّيْلِ ) * بدرستى كه ساعتى كه ناشى است در شب يا عبادتى كه حادث مى - شود در آن يا نفسى كه ناهض است براى عبادت * ( هِيَ أَشَدُّ وَطْئاً ) * آن سختتر است از روى ثبات قدم و كلفت از عبادت روز كه ترك خواب و راحت بر نفس بغايت شاقست و جماعتى * ( وَطْئاً ) * بكسر و او خوانده‌اند كه بمعنى مواطات باشد يعنى از روى موافقت دل بلسان چه دلها در روز به تصرف در باب معيشت مشغولند و در شب از مشاغل فارغ شده متوجه محراب عبادت مىتوانند شد يا از روى موافقت سر بعلانية به جهت انقطاع رؤيت خلايق يا از حيثيت موافقت آنچه بنده اراده كند از خضوع
هامش
( 1 ) دراى زنگ بزرگ است .