يعنى او را مثلى و نظير و شبهى در ذات و صفات نيست و بعد از آن فرمود كه
فذلكم اللَّه الصمد الذى لم يلد و لم يولد عالم الغيب و الشهادة الكبير المتعال
و نيز وهب بن وهب روايت كرده از امام جعفر صادق عليه السّلام كه آن حضرت فرمود جماعتى از فلسطين نزد پدرم امام محمّد باقر عليه السّلام آمدند و مسئله اى چند از او پرسيدند و او جواب ايشان گفت بعد از آن الصمد را از او سؤال كردند فرمود پنج حرفست الف او دليل است بر انيت او و لام دليلست بر الهيت او و چون ألف و لام نزد قرائت بر لسان ظاهر نميشوند و مسموع نميگردند و در كتاب ظاهر مىشوند پس خفاى آن بر لسان و سمع دلالت مىكند بر آنكه الهيت او مخفى است و بحواس مدرك نمىشود و در زبان هيچ واصفى واقع نميشود و در گوش هيچ سامعى در نميآيد و ظهور آن نزد كتابت دليلست بر آنكه او سبحانه اظهار ربوبيت خود كرده در ابداع خلق و تركيب ارواح لطيفه در اجساد كثيفه ايشان پس چون بنده نظر بنفس خود مىكند روح خود را نميبيند هم چنان كه الف لام الصَّمَدُ مبين نميشود و در حاسه از حواس خمس در نميآيد و چون نظر بكتابت مىكند ظاهر مىشود آنچه مخفى است در قول و سمع تا اشاره باشد به آنكه هر گاه بنده تفكر مىكند در ماهيت بارى تعالى و كيفيت او واله و متحير مىشود و فكر او نمىرسد و تصور آن نميكند زيرا كه او خالق جميع صور است و چون نظر بخلق او مىكند بر او واضح و ثابت مىشود كه او خالق اشياء است و مركب ارواح در اجساد ايشان و اما صاد دليلست بر آنكه او سبحانه صادقست و قول و كلام او صدق و تصديق داعى بندگانست باتباع صدق و واعد ايشان بصدق در دار صدق و ميم دليلست بر ملك او و بر آن كه او مالك مطلق است و ملك او لم يزل و لا يزالست و مكون همه كاينات و دال دليلست بر دوام ملك او و بر آنكه دايم الوجود است و از كون و زوال مبرا و بعد از آن فرمود كه اگر من مييافتم حمالان علمى را كه او سبحانه به من كرامت فرموده هر آينه نشر توحيد و ايمان و اسلام و دين و شرايع مىكردم از لفظ صمد و چگونه حملهء علم را توانم يافت و حال آنكه جد من أمير المؤمنين عليه السّلام حملهء علم خود را نمييافت و به جهت اين بر منبر آه سرد از دل گرم بر كشيد و گفت
سلونى قبل أن تفقدونى فان بين الجوانح منى علما جما
از من بپرسيد هر چه مىخواهيد پيش از آنكه مرا نيابيد چه ميان پهلوهاى من مملو است از علم بسيار و حكم بيشمار هيهات چه دورند حاملان علم و طالبان آن و نيز آن حضرت فرمود
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 399
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٣٩٩