تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
كه ( ما الصمد ) فرمود الذى لا شريك له و لا يؤوده حفظ شيء و لا يعزب عنه شيء صمد كسى است كه او را شريكى نباشد و در رنج نيفكند او را نگاه داشتن چيزى و پنهان نباشد از او چيزى و ابو البخترى از وهب بن وهب قرشى روايت كرده كه زيد بن على عليه السّلام گفت ( الصمد الذى إذا اراد شيئا أن يقول له كن فيكون ) صمد آنست كه چون ارادهء وجود چيزى كند بلفظ كُنْ ايجاد آن نمايد صمد آنست كه ابداع اشياء كند و آن را بيافريند باضداد و اشكال و ازواج مختلفه و متفرد بوحدت باشد و او را ضدى و شكلى و مثلى و ندى نباشد ، و نيز از وهب بن وهب روايتست كه امام جعفر صادق از آباء كرام خود عليهم السلام روايت كرد كه اهل بصره كتابتى به امام حسين عليه السّلام نوشتند و معنى صمد را از او سؤال كردند او جواب كتابت نوشت به اين عنوان كه بسم اللَّه الرحمن الرحيم أما بعد أى أهل بصره در قرآن خوض مكنيد و در آن مجادله منمائيد و به غير علم در آن تكلم مكنيد كه من از جد خود رسول صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم شنيدم كه فرمود من قال فى القرآن به غير علم فليتبوّء مقعده من النار هر كه بىعلم در معنى قرآن خوض نمايد در آتش جاى گيرد يعنى موضع نشستن او دوزخ باشد و بدانيد اى أهل بصره كه حق سبحانه تفسير صمد فرموده بقوله : ( 3 ) - * ( لَمْ يَلِدْ ) * نزاد يعنى بيرون نيامد از او چيزى كثيف كه آن ولد است و ساير اشياء كثيفه كه از مخلوق بيرون مىآيد و نه چيزى لطيف چون نفس و منبعث نشد از او عوارض چون سنه و نوم و خطره و غم و حزن و بهجت و ضحك و بكاء و خوف و رجاء و رغبت و سئامت و جوع و شبع و غير آن يعنى متعالى است از آنكه متولد شود و بيرون آيد از او اشياء كثيفه و لطيفه * ( وَلَمْ يُولَدْ ) * و زاده نشد يعنى بيرون نيامد از چيزى هم چنان كه اشياء كثيفه بيرون آيند از عناصر خود مانند حصول حيوان از حيوان و نبات از ارض و مياه از ينابيع و ثمار از اشجار و هم چنان كه اشياء لطيفه از مراكز خود بيرون مىآيند چون بصر از عين و سمع از اذن و شم از أنف و ذوق از فم و كلام از لسان و معرفت و تميز از قلب و نار از حجر بلكه او صمدى است لا من شيء و لا فى شيء و لا على شيء مبدع اشياء و منشئ امور به قدرت و مفنى آن بمشيت و مبقى آن بمصلحت و حكمت . ( 4 ) - * ( وَلَمْ يَكُنْ لَه ) * و نيست و نبوده مر او را * ( كُفُواً ) * ( 1 ) همتا و مماثل * ( أَحَدٌ ) * هيچكس
هامش
( 1 ) كفوا بضم كاف و فاء و واو منصوبة قرائت حفص است و كفوا بضم كاف و سكون فاء و همزهء منصوبة قرائت نافع و حمزه و خلف و رويس است و كفوا بضم كاف و فاء و همزهء منصوبة قرائت بافى قراء است و اما معنى آن پس بعضى گويند : در اينجا بمعنى همسر است زيرا كه اطلاق كفو بر زوجه در زبان عرب بسيار است و اكثر مفسرين گويند بمعنى عديل و نظير ( همتا ) است و حمل اين لفظ در آيهء شريفه بر وجه دوم كه معنائيست عام و شامل همسر و غير همسر مىشود اولى و احسن و با مفهوم توحيد مناسبتر است زيرا كه ذات اقدس الهى از هر گونه شباهت با مخلوقات منزه و از كليهء صفات اجسام و لوازم و عوارض جسمانيات مبرا و پاك است پس مفاد آيهء كريمه چنين است كه هيچكس همتا و همانند و برابر و شريك و همسر و ضد و ند از براى او نيست و پوشيده نماند كه سوره مباركهء اخلاص با اين ايجاز و اختصارى كه دارد مشتمل است بر اركان توحيد پروردگار پس در آيهء * ( قُلْ هُوَ اللَّه أَحَدٌ ) * مبين شده است تنزه ذات اقدس الهى از جميع انحاء تركيب در آيهء * ( اللَّه الصَّمَدُ ) * اشارتست باتصاف خداوند بصفات كمال و نعوت جلال و جمال سپس مبرهن فرموده كه براى او مثل و مانند نخواهد بود نه بطورى كه لاحق گردد بدين جمله كه * ( لَمْ يَلِدْ ) * و نه بر وجهى كه سابق باشد بجمله * ( وَلَمْ يُولَدْ ) * و نه بدينگونه كه آن مثل مقارن با او باشد در وجود بآيهء * ( وَلَمْ يَكُنْ لَه كُفُواً أَحَدٌ ) *