احترام ايشان ميدارند و بفراغت و امنيت به سفر يمن و شام مىروند و در هر جا كه فرود مىآيند اعزاز و احترام ايشان مينمايند و اصلا دغدغه حرامى و خوف اعداء ندارند هيچكس را جرأت آن نيست كه متعرض ايشان شوند و چون بنعمتى اين چنين مخصوص گشتهاند پس بايد كه بپرستند خداوند اين خانه بزرگوار را نه غير او را ( 4 ) - * ( الَّذِي أَطْعَمَهُمْ ) * آن خداوندى كه طعام داد ايشان را بدين دو رحلت و سير گردانيد * ( مِنْ جُوعٍ ) * از گرسنگى ، و تنكير جوع براى تكثير و تعظيم است يعنى بعد از آن كه بسبب شدت فقر و فرط فاقه در نهايت فقر و فاقه و گرسنگى بسر ميبردند و و به جهت اين ارواث و عظام و جيف ميخوردند حق سبحانه ايشان را بوسيله اين دو رحلت اموال بىشمار و ارزاق بسيار بايشان كرامت فرمود و ايشان را از آن گرسنگى برهانيد و متنعم گردانيد تا آنكه اموال و اسباب و عدد ايشان از همه بيشتر شد .
* ( وَآمَنَهُمْ ) * و ايمن ساخت ايشان را به جهت اين حرم محترم * ( مِنْ خَوْفٍ ) * از ترس عظيم آنها كه در حوالى مكهاند و در نواحى ساير بلاد يمن و شام و يكديگر را ميكشتند و و غارت مىكردند يا از خوف اصحاب فيل و غارت ديار مكه و هجوم ساير اعداء بر آن يا از ترس جذام كه هرگز بايشان نرسيده بود ، و گويند كه اين بدعاى ابراهيم عليه السّلام بود . و سالم از پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله روايت كرده كه مكه و مدينه و گرد او جذام را سود دارد . و از حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام مرويست كه مراد از * ( آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ ) * آنست كه حق سبحانه و تعالى ايشان را ايمن گردانيد از خوف آن كه خلافت در ميان غير ايشان باشد ، و از حضرت رسول صلَّى اللَّه عليه و آله نقلست كه حق سبحانه از فرزندان اسمعيل بنى كنانه را برگزيد و از بنى كنانه قريش را و از قريش هاشم و از هاشم مرا ، و از كلبى منقولست كه اول كسى كه اول از مكه سفر كرد و بشام رفت و از آنجا متاع و طعام آورد هاشم بن عبد مناف بود و بعد از آن قريش در تجارت دلير شدند و در بلاد متباعده تردد مينمودند تا صاحب خدم و حشم و اموال وافانى گشتند و بر جميع اهل زمان خود فايق شدند و نام هاشم عمرو العلاء بود و چون از براى مردمان هشم تريد ميكرد و به آن اطعام مردمان مىنمود خصوصا در زمان قحط و غلا از اين جهت به اين اسم ملقب گشت كما قال الشاعر :
يا ذا الَّذي طلب السماحة و النّدى
هلَّا مررت بآل عبد مناف
لو أن مررت بهم تريد قراهم
منعوك من جهد و من ايجاف
الرّائشين و ليس يوجد رائش
و القائلين هلمّ للأضياف
و الخالطين غنيّهم بفقيرهم
حتى يصير فقيرهم كالكافي