تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
( 1 ) - * ( بِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ وَالْعَصْرِ ) * سوگند بعصر هر پيغمبرى يا بعصر حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم كه افضل همهء اعصار است يا بروزگار كه مشتملست بر اعاجيب بسيار از براى اولو الأبصار چون مرور ليل و نهار بر تقدير ادوار ، و بنا بر اينقول تعريض است بنفى آنچه مردمان بدهر نسبت ميدهند از خسران و غير آن يا بخداى روزگار بر تقدير مضاف يا به نماز عصر كه صلوة وسطى است بقول اكثر و مشتملست بر مزيت فضل كمال كما قال صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم من فاتته صلوة العصر فكأنما وتر أهله و ماله هر كه نماز عصر از او فوت شود همچنانست كه از اهل و مال خود مسلوب و مقطوع شده و بيكس و بىچيز گشته از حسن و قتاده مرويست كه عصر وقت عشاء است پس حق سبحانه به طرف اخير نهار قسم ياد كرده زيرا كه اين وقت دال است بر وحدانيت و قادريت او باد بار نهار و اقبال ليل و ذهاب شمس هم چنان كه سوگند خورده بضحى كه طرف اول نهار است زيرا كه دلالت مىكند بر حدوث شمس و اقبال نهار و لهذا جميع اهل ملت تعظيم ايندو وقت ميكنند ، و در احاديث و روايات فضل اين دو وقت ثابت شده و ادعيهء مأثوره كه موظف است در ايندو زمان بسيار است و اجابت دعا در آنها در كتب عبادات مسطور و مذكور است ، و نزد ابن كيسان مراد بعصر ليل و نهارند و عرب آنها را عصران ميگويد ، و بر هر تقدير جواب قسم اينست كه : ( 2 ) - * ( إِنَّ الإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ ) * بدرستي كه آدمى در زيانكارى است بسبب صرف اعمار در مطالب ناپايدار و سعى در مقاصد بىاعتبار ، الف و لام تعريف از براى جنس است كه مستلزم جميع افراد است و تنكير از براى تعظيم يعنى جميع آدمى در زيانكارى فاحشند چه هر روز كه بر انسان ميگذرد از سرمايهء عمر چيزى كم مىشود و تا نگاه مىكند عمر رفته است و ذخيرهء آخرت كه طاعت و عبادات است نيندوخته است و در خسارت و شقاوت دائمى گرفتار گشته . ( 3 ) - * ( إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا ) * مگر آنان كه گرويده‌اند به خدا و رسول * ( وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ ) * و كرده‌اند كارهاى پسنديده زيرا كه هر روز و شبى كه بر ايشان گذشته بسرمايهء عمر خود اكتساب درجه اى از درجات جنت كرده‌اند و به جهت اين در معامله آخر رابح آمده‌اند و بحيوة ابديه و سعادت سرمديه فايز گشته هم چنان كه تاجر بعد از ربح هر گاه رأس المال از او فوت شود او را رابح ميگويند نه خاسر پس اعظم اهل ربح كسانيند كه در دنيا ملازمت حق نموده‌اند از توحيد خدا و تصديق انبياء و اوصياء * ( وَتَواصَوْا ) * و وصيت كرده‌اند يكديگر را * ( بِالْحَقِّ ) * بامر ثابت راست و درست از اعتقاد و و عملى كه جايز نباشد عقلا و شرعا انكار او چون توحيد و طاعت و اتباع كتب و رسل و زهد