لا زوال له
يعنى پدر من حديث كرد اين اقوال كه مذكور شد نزد ابى عبد اللَّه در آيهء كريمهء * ( لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ ) * آن حضرت در غضب شده فرمود حق سبحانه و تعالى سؤال نكند بندگان خود را از آنچه بفضل خود بر ايشان انعام كرده باشد و بر ايشان منت ننهد چه امتنان بنعم از مخلوق قبيح است پس چگونه آن را نسبت به خالق توان داد و ليكن مراد بنعيم در اين آيه دوستى ماست كه اهل البيتيم و موالات ما كه حق سبحانه از آن سؤال كند بعد از توحيد و نبوت زيرا كه بنده هر گاه به اين نعيم وفا كند او را بروضهء رضوان رساند كه هرگز سمت فنا و زوال نپذيرد و پدر من از آبا كرام خود عليهم السّلام حديث كرده كه پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم امير المؤمنين عليه السّلام را گفت اى على اول چيزى كه بنده را بعد از مرگ از آن سؤال كنند كلمهء شهادتين باشد و ولايت و محبت و حقيت تو پس هر كه به اين اقرار كند و اعتقاد نمايد بنعيم ابدى و سعادت سرمدى رسد ، و نيز در عيون اخبار الرضا از آن حضرت عليه السّلام نقل كرده
أن اول ما يسئل عنه العبد يوم القيمة الشهادة و النبوة و موالات على بن ابى طالب عليه السّلام .
سورة العصر
مكيست و سه آيه است باجماع و اختلاف در دو آيت است وَالْعَصْرِ غير مكيست و مدنى الاخير و بِالْحَقِّ مكى و مدنى الاخير .
و در حديث ابى بن كعب واقع شده كه هر كه اينسوره را بخواند حقتعالى ختم او را بصبر كند و در روز قيامت او را با صابران و اصحاب حق حشر كند ، و بروايت ديگر از پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم مرويست كه هر كه وَالْعَصْرِ را تلاوت كند حق سبحانه او را بيامرزد و از جمله كسانى باشد كه به حق و صبر وصيت كرده باشد ، و حسين بن ابى العلاء از ابى عبد اللَّه عليه السّلام روايت كرده هر كه و العصر را در نوافل قرائت كند حق سبحانه در روز بعث روى او را نورانى گرداند و دندانهاى او را خندان و چشمهاى او را روشن و آن چنان با روى درخشان و دندان خندان و چشم روشن به بهشتش در آورد .
بدانكه چون حق سبحانه ختم سورهء تكاثر نمود بوعيد كسانى كه مشغول حطام دنيا شدهاند و ترك طاعت و عبادت كردهاند و بسبب آن زيانكار آخرت شدهاند در اينسوره نيز خسران انسان را ذكر مىكند و ميگويد كه :