تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
حالت كوبنده . ( 3 ) - * ( وَما أَدْراكَ ) * و چه چيز دانا گردانيد ترا تا بدانى * ( مَا الْقارِعَةُ ) * چيست كوبنده مراد روز قيامت است كه بسبب هول و هيبت دلهاى مردمان را بكوبد ، بيان اعراب اين آيات و وضع مظهر در موضع مضمر و ذكر استفهام بر طريقه ايست كه در الْحَاقَّةُ سمت تحرير يافت ، و قوله : ( 4 ) - * ( يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ ) * منصوب است به فعل مضمر كه الْقارِعَةُ دال است بر آن و تقدير اين است كه تقرع يوم يكون الناس ( 1 ) يعنى بكوبد آن ساعت كوبنده در روزى كه باشند مردمان از شدت رستخيز * ( كَالْفَراشِ الْمَبْثُوثِ ) * مانند پروانه هاى پراكنده در كثرت و ذلت و ضعف و انتشار و اضطراب و سر گشتگى و تطاير بسوى دواعى از جميع جوانب ، و فراش جمع فراشه است و تسميه پروانه به فراشه به جهت تفرش و انتشار او است ، و گويند هم چنان كه پروانه خود را بر آتش مىزند و در آتش ميافتد مردم نيز در روز قيامت به آتش دوزخ ميافتند ، و نزد فراء فراش جراد است يعنى مردمان جوق جوق و گروه گروه بر يكديگر ميافتند چون غوغاى ملخ كه بباد بهم برميآيند و پريشان حال و پايمال ميشوند كما قال كَأَنَّهُمْ جَرادٌ مُنْتَشِرٌ . ( 5 ) - * ( وَتَكُونُ الْجِبالُ ) * و گردد كوه ها از هول آن روز * ( كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ ) * مانند پشم رنگارنگ كه زده شده به جهت تفرق اجزاى آن و تطاير در هوا تشبيه جبال بعهن يا به جهت آنست كه متلون و ذات الوان است و يا باعتبار فرط قبول تفرق آن چه رنگ پشم را سست مىكند و در زدن زود متفرق و منتشر مىشود ، و ميان مبثوث و منقوش صنعت موازنه است ، و بعد از آن بيان تفصيل احوال مردمان مىكند در آن روز ميفرمايد كه : ( 6 ) - * ( فَأَمَّا مَنْ ثَقُلَتْ ) * پس اما هر كه گران باشد * ( مَوازِينُه ) * اعمال موزونه يا
هامش
( 1 ) اين مردم زندگانند كه در نفخه اولى و خرابى جهان بايد بميرند يا مردگانند كه زنده شدند و شايد اول مراد باشد .