تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
أرى الموت يعتام الكرام و يصطفى عقيلة مال الفاحش المتشدّد
و بخل را فحشاء ميگويند كقوله تعالى الشَّيْطانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَيَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشاءِ أى بالبخل ، و مال را خير كما قال إِنْ تَرَكَ خَيْراً اى مالا و اينكه حقتعالى مال را خير گفته با آنكه خبيث و حرام نيز مىباشد به جهت آنست كه مردمان آن را خير ميدانند هم چنان كه جهاد را سوء ميگويد به جهت نفور ايشان از آن كما قال لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ اى قتال و بعضى گفته‌اند كه معنى آنست كه آدمى بسيار قوى و مبالغه كننده است در ضبط مال و مجد و حريص در تحصيل آن و مؤثر آن بر نعم جنان ، و نزد جماعتى ديگر به اين معنى است كه انه لشديد الحب للخير اى المال يعنى آدمى سخت دوست دارندهء مالست يا مر دوست داشتن خيرا ترا شديد و منقبض است و غير هشاش و منبسط ، از بعضى اكابر منقول است كه مال را دوست ميدارى بده تا به تو باز دهند و براى وارث منه كه داغ حسرت بر دل تو نهند حق سبحانه بر طريق تنكير و وعيد ميفرمايد كه : ( 9 ) - * ( أَ فَلا يَعْلَمُ ) * آيا پس نمىداند آدمى كه * ( إِذا بُعْثِرَ ) * چون برانگيخته و زنده گردانيده شود * ( ما فِي الْقُبُورِ ) * آنچه در گورها است ( 1 ) يعنى اموات . ( 10 ) - * ( وَحُصِّلَ ) * و حاصلكرده و جمع گردانيده شود در صحف يعنى ظاهر سازند در آن * ( ما فِي الصُّدُورِ ) * آنچه در سينه ها است از خير و شر يا تبيين و تمييز كرده شود آنچه در صدور است از به دو نيك و آن را از يكديگر جدا گردانند مراد آنست كه خفاياى صدور كه اعتقادات حق و باطل است و نيات رياء و اخلاص ظاهر گردانند و از يكديگر متميز سازند و بر وفق آن جزاء دهند هم چنان كه بر اعمال ظاهر مجازات و مكافات نمايند ، و تخصيص آن بذكر به جهت آنست كه اعتقاد اصل است
هامش
( 1 ) ما در ص 169 از اين مجلد در ذيل تفسير * ( وَإِذَا الْقُبُورُ بُعْثِرَتْ ) * كه آيهء 4 از سورهء انفطار است بيان كرديم كه بعثرة در اصل بعث بوده و بمعنى برانگيختن آمده و مراد از آن آيه و هم اين آيه كه در سوره عادياتست ( آيهء 9 ) يعنى * ( أَ فَلا يَعْلَمُ إِذا بُعْثِرَ ما فِي الْقُبُورِ ) * برانگيخته شدن هر آن چيزيست كه در گورها مدفون است يعنى زنده شدن مردگان و ظاهر شدن آنان در محشر و معلومست كه مقصود خصوص قبور معروفه نيست بلكه مراد هر جائيست كه بدن مرده با ذرات خاك پوسيده آن يا ذرات آن بدنى كه حيوانى او را خورده و از شكم و بدن آن بجاى ديگرى منتقل گرديده در آن قرار يافته است پس بقدرت كاملهء پروردگار آن ذرات پراكنده در هر جا كه باشد فراهم آمده و زنده ميگردد و پوشيده نماند كه لفظ * ( ما ) * با آنكه در غير ذوى العقول استعمال مىشود در اينجا اطلاق شده بر اموات بشرى بدين جهت كه مردگان قبل از آنكه زنده شوند و از گورها بيرون آيند در حكم جماداتند و پس از زنده شدن اشخاص ذى عقل بشمار ميآيند * ( وَحُصِّلَ ما فِي الصُّدُورِ ) * و آنچه در سينه ها و دلها است تحصل پيدا مىكند يعنى تمام عقائد و اخلاق و ملكات و حالات و نيات و آنچه در دلها از اعمال و افعال منعكس گرديده و اثرى از نور و ظلمت نهاده است همه جمع آورى شده و از همديگر مميز گرديده و ظاهر و نمودار خواهد شد چنانچه در جاى ديگر فرموده : * ( يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ ) * .