تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
سبب تكذيب تو اى آدمى بجزاء بعد از اين دليل قاطع و برهان ساطع و نزد بعضى خطاب به حضرت رسالت است و معنى آنست كه اى محمّد چه چيز ترا تكذيب نمايد بجزاء بعد از ظهور اين دلايل ، و گويند كه * ( فَما ) * بمعنى ( من ) است يعنى كيست كه تكذيب مىكند ترا بروز جزاء و بر هر تقدير استفهام براى انكار است يعنى هيچ چيزى نيست كه سبب تكذيب روز جزاء باشد بعد از ظهور دلايل مذكوره ، و بعد از آن وعيد كفار ميفرمايد بقوله : ( 8 ) - * ( أَ لَيْسَ اللَّه ) * آيا نيست خداى * ( بِأَحْكَمِ الْحاكِمِينَ ) * حكم كننده ترين حاكمان استفهام براى تقرير است يعنى بتحقيق و يقين كه او احكم الحاكمين است در هر چه كند و فرمايد از تعذيب كفار و غير آن بر وجه حكمت و مصلحت ، در انوار آورده كه اين آيه از براى تحقيق كلام ما سبق است و معنى آنست كه آيا نيست كسى كه خلق و ردا و بر طريقى باشد كه مذكور شد احكم حاكمين در صنايع و تدابير و هر كه چنين باشد البته قادر خواهد بود بر اعاده كردن و جزاء دادن بر آن وجه كه بايد و شايد و ترك مجازات و انصاف نخواهد كرد چه آن مستلزم اخلالست بحكمت ( 1 ) و از مقاتل منقولست كه معنى آيه آنست كه اى محمّد آيا نيست خدا اقضى القاضين در حكم كردن در ميان تو و اهل تكذيب مرويست كه پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم هر گاه كه خواندى * ( أَ لَيْسَ اللَّه بِأَحْكَمِ الْحاكِمِينَ ) * گفتى بلى و أنا على ذلك من الشاهدين .

سورة العلق

مكيست و عدد آيات آن بيست است نزد اهل حجاز و نوزده عراقى و هيجده شامى اختلاف در
هامش
( 1 ) بعضى از مفسرين مانند مقاتل گويند . أحكم و حاكمين مأخوذ از حكم بمعنى قضاء و داورى كردنست و بنا بر اين مخاطب بخطاب * ( فَما يُكَذِّبُكَ بَعْدُ بِالدِّينِ ) * پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله خواهد بود يعنى چه چيز تو را دروغگو ميشمارد بعد از اين دلائل ظاهره نسبت بجز او حساب و يا نسبت بدين آيا نيست خداى تعالى حاكمترين حاكمان و داورترين داوران چه حقتعالى بهر چيزى دانا و توانا است و قدرتش در هر چيز نافذ و حكمش از روى عدل و حكمت است پس ميان تو و آنانى كه تو را تكذيب كردند راجع بدين و جزاء همانا حكم و داورى خواهد كرد و جمعى از مفسرين مانند علامهء طبرسى در مجمع و قاضى بيضاوى در انوار بر آنند كه حاكم در اينجا بمعنى حكيم است و حكيم آن را گويند كه كار او متقن و محكم و از روى حكمت و مصلحت باشد و بنا بر اين مخاطب در آيهء فما يكذبك انسانست و اين آيه تحقيق و تثبيت مينمايد آيهء : * ( لَقَدْ خَلَقْنَا الإِنْسانَ ) * . الاية را يعنى آن آفريدگار توانايى كه انسانى را در احسن تقويم و تعديل و در نيكوترين شكل و تركيب آفريده و آن همه حكمتها و تدبيرها كه در آفرينش صورت و معنى و روح و پيكر او به كار برده آيا نيست چنين خداوندى حكيمترين حكيمان ؟ آرى قطعا أحكم الحاكمين است و آيا ممكن است پروردگارى كه حكيم مطلق است و آثار حكمت او همه ذرات كائنات را فرا گرفته آدمى را مانند حيوانات مهمل و بلا تكليف آفريده باشد و جهان ديگرى براى جزاء و پاداش وى مقرر نفرموده باشد ؟