را از تو دور دارد و تو مردى راستگويى و بحسن خلق محلايى وصله رحم مراعات كنى و متحمل آزار مردمان نشوى و مهمان را اطعام نمايى و مردمان را بر نوايب دنيا معاونت كنى برخيز تا بنزد عمم رويم و او را از اينحال خبر دهيم پس پيش ورقة بن نوفل بن اسد بن عبد العزى رفتيم او كتب اوايل خوانده بود چون اينسخن بشنيد گفت هنيئا لك يا محمّد انت الناموس الاعظم در كتب اوايل چون توراة و انجيل و زبور خواندهام كه تو پيغمبر آخر الزمانى و ختم نبوت به تو شود اى كاش من در زمان تو بودمى تا نصرت تو كردمى چنين پندارم كه ترا از اين شهر بيرون كنند و خدا هيچ پيغمبرى نفرستاد كه او را نرنجانيدند آن گه رسول فرمود كه هر گاه كه جبرئيل آمدى من خواستمي كه خود را بيندازم او مرا گرفتى ورقة بن نوفل را از اينمعنى خبر دادم گفت اى محمّد چون ترا اينحالت دست دهد خود را مينداز و مگريز بلكه بر جاى خود بايست و آنچه گويد بشنو و ياد گير ، كه ديگر بار جبرئيل آمد و گفت
انك نبى حقا اقرأ
گفتم چه بخوانم گفت بِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ الْحَمْدُ لِلَّه رَبِّ الْعالَمِينَ تا آخر سوره بر او خواند و گفت بگو لا إِله إِلَّا اللَّه پس نزد ورقه آمدم و صورت حال را به او باز گفتم گفت
أبشر ثم أبشر فأنا أشهد أنك الذى بشر به ابن مريم انك على مثل ناموس موسى و انك نبى مرسل و انك سوف تؤمر بالجهاد بعد يومك هذا و لئن ادركنى ذلك لاجاهدن معك .
بشارت باد ترا بدرستى كه من گواهى مىدهم كه تويى آن كسى كه عيسى بن مريم آمدن او را بشارت داده و تو بر مثل ناموس ( 1 ) موسى و تو پيغمبر مرسلى و زود باشد كه بجهاد مأمور شوى بعد از اين روز ، و اگر من آن روز را دريابم با تو جهاد نمايم و چون ورقه وفات كرد پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم فرمود
لقد رأيت القس فى الجنة عليه ثياب الحرير لانه آمن بي و صدقنى
قس يعنى ورقه را در بهشت ديدم كه جامهاى حرير پوشيده بود زيرا كه او به من گرويده بود و تصديق كرده و قس بمعنى امام نصارى است در علم و دين ، و مرويست كه چون پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم حال خود را بورقه باز گفت وى اين ابيات انشاد نمود :
( بيت )
فإن يك حقّا يا خديجة فاعلمى
حديثك إيّانا فأحمد مرسل
و جبرئيل يأتيه و ميكال معهما
من اللَّه وحى يشرح الصدر منزل
يفوز به من فاز عزّا لدينه
و يشقى به الغاوي الشقى المضلَّل
هامش
( 1 ) ناموس بلغت يونانى بمعنى شريعت است و علم نواميس يعنى علم بشرايع .