قسم است بشجرهء تينيه قلبيه كه مثمر ثمر علوم دينيه است و بشجر زيتونهء مباركهء سرّيه كه موجب اضاءت مصباح دل است و طور سينين روح معلى كه بتجلى الهى محلى است و بلد امين خفى ( 1 ) كه محل امن و امانست از هجوم آفات تعلقات اكوان و بر هر تقدير جواب قسم اين است :
( 4 ) - * ( لَقَدْ خَلَقْنَا الإِنْسانَ ) * بدرستى كه آفريديم جنس آدمى را * ( فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ ) * در نيكوترين تعديلى و راست كردنى در شكل و صورت و تسويهء اعضا ( 2 ) يعنى مخصوص گردانيديم او را از ميان حيوانات بانتصاب قامت و حسن صورت و اعتدال مزاج و كمال نفس و نطق و تميز و تدبير و استجماع خواص مكونات يا خلق فرموديم او را مظهرى اتم و اكمل و محلى اعم و اشكل كه حامل امانت الهى و منبع فيض نامتناهى تواند بود .
( 5 ) - * ( ثُمَّ ) * بعد از آن بسبب عدم شكر نعمت او بر اين خلقت قويمه سويه و صورت حسنهء بهيه او را * ( رَدَدْناه أَسْفَلَ سافِلِينَ ) * باز گردانيديم او را در عاقبت امر او بزيرين همه فروتران در خلق و تركيب بوجهى كه صورت حسنه او را باقبح صورت گردانيديم و خلقت بهيهء او را با سوء خلقت ، مراد اصحاب دوزخند كه در آخرت به صورت منكر در خلقت مستقبحه مخلوق گردند ، يا باز گردانيديم او را بزيرينترين دركات يعنى او را در آخرين دركهء دوزخ رد كرديم يا باز گردانيم او را بعد از اين تقويم و تحسين باسفل كسانى كه فروتراند در حسن صورت و شكل يعنى تنكيس او نموديم در خلقت چون تقوس ظهر بعد از اعتدال و انتصاب و ابيضاض شعر بعد از اسوداد و تشنن جلد بعد از غضاضت و بضاضت و كلال سمع و بصر بعد از حدت حس آن و تغيير حواس باطنه و قوت عاقله بعد از شدت إدراك آن يعنى او را رسانيديم بسن خرافت كه ارذل عمر است و در آن هيچ كارى نتوان كرد و كسى را در آن سن هيچ مزدى نباشد .
( 6 ) - * ( إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا ) * مگر آنان كه گرويدهاند * ( وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ ) * و كردهاند عملهاى ستودهء شايسته * ( فَلَهُمْ ) * پس مر ايشان راست * ( أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ ) * مزدى نابريده و گم ناشده كه نعم دائمى بهشت است ، يعنى هم چنان كه در جوانى و صحت مزد عبادت ايشان مينوشتند
هامش
( 1 ) پوشيده نماند كه صاحب بحر الحقايق اين آيات را مطابق ذوق عارفانهء خود تأويل كرده و بدون قرينهء علميه معانى ؟ ؟ ؟ قسمتهاى چهار گانه را چهار لطيفه از لطائف سبع ( كه مصطلح عرفاء و صوفيه است ) دانسته يعنى قلب و سر و روح و خفى .
( 2 ) مراد از احسن تقويم هم چنان كه مفسرين گفتهاند و اين آيه شريفه و آيهء : * ( وَصَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ ) * ظهور دارند استواء و انتصاب قامت و تناسب اعضاء و نيكويى شكل و تركيب است نه آنچه بعض معاصرين توهم كرده مينويسد : مراد قرار دادن نفس ناطقه قدسيه است و در بدن جسمانى كثيف و مراد از * ( ثُمَّ رَدَدْناه أَسْفَلَ سافِلِينَ ) * آمدن او است در عالم ماده چه اين سخن مخالف ظاهر أحسن تقويم و منافى با رددناه أسفل سافلين است كما لا يخفى .