لا يدرى الى أين يذهب و من اىّ وجه يكتسب و در حديث آمده كه
نصرت بالرعب و جعل رزقى في ظل رمحى
نصرت كردند مرا بالقاى رعب و ترس در قلوب اعداء و روزى دادند مرا در سايهء نيزهء خود ، مراد جهاد است كه متضمن غنايم و انفالست ، هفتم آنكه ترا يافت دوستى مستغرق در بحر محبت بر تو منت نهاد و بمقام قرب رسانيد .
( 8 ) - * ( وَوَجَدَكَ ) * و يافت ترا * ( عائِلًا ) * درويش و عيال بار * ( فَأَغْنى ) * پس توانگر ساخت ترا بمال خديجه تا به آن تجارت كردى ، و بعد از آن بغنايم دار الحرب ، يا بينياز گردانيد دل ترا بقناعت كه
القناعة كنز لا يفنى
خورسند ساخت ترا به آنچه عطا فرمود به تو ، و اينقول مقاتل است ، و از فراء منقولست كه لم يكن غنيا عن كثرة المال لكن اللَّه سبحانه أرضاه بما آتاه من الرزق و ذلك حقيقة الغنى ، و بعضى گفتهاند كه معنى آنست كه ترا صاحب عيال يافت بكثرت امت چه همه خلايق عيال تو بودند و محتاج تو پس بعلم قرآن و احكام شريعت تو را توانگر ساختيم تا بديشان نفقه كنى چنان كه فرمود
( علَّمك ما لم تكن تعلم ) ،
و در حقايق القرآن مذكور است كه معنى آيه اينست كه تو فقير بودى به مشابهت خلق ترا غنى گردانيد بمكاشفه انوار جمال خود ، و عياشى باسناد خود از ابو الحسن علىّ بن موسى الرضا عليهما السّلام روايت كرده كه آن حضرت در تفسير اين سوره فرمود كه أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً
اى فردا لا مثل لك فى المخلوقين فآوى الناس اليك و وجدك ضالا اى ضالة في قوم لا يعرفون فضلك فهداهم إليك و وجدك عائلا تعول اقواما بالعلم فاغناهم بك
حاصل كه حق سبحانه به اين امور مذكوره تعديد نعم خود نموده بر حضرت پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و بر او منت نهاده تا تنبيه كند او را بر آنكه همچنين كه در ماضى به او احسان فرموده در مستقبل نيز به او احسان خواهد فرمود به جهت اين مترقب فضل الهى باشد و منتظر زيادتى خير و كرامت و خاطر عاطر خود را پريشان نسازد و بر مصايب صبر فرمايد و از آن حضرت صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم روايت است كه
منّ علىّ ربى و هو أهل المن
و بعضي از ملاحده زبان طعن گشوده ميگويند كه امتنان بانعام قبيحست و خارج از صفات كرام و جواب اين آنست كه قبح منّ از منعم در صورتى است كه مراد او از آن هتك عرض منعم عليه باشد و اذيت رسانيدن به او اما اگر مراد تذكير او باشد براى شكر نعمت و ترغيب او در آن تا شاكر مستحق مزيد نعمت باشد در غايت حسن خواهد بود ، و ديگر آنكه تعداد نعمت موجب آنست كه منعم عليه جميع محتاج اليه خود را از منعم طلبد نه از غير او و اين غايت لطف و فضل است از جانب منعم نسبت بمنعم عليه ، بعد از آن ميفرمايد كه اى محمّد شربت يتيمى چشيده اى ، و درد بينوايى و تنگدستى كشيده .
( 9 ) - * ( فَأَمَّا الْيَتِيمَ ) * پس اما يتيمان را * ( فَلا تَقْهَرْ ) * پس قهر مكن و از نزد خود مران و حقير
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 277
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٢٧٧