روز ظاهر گردد مراد اسم جنس است كقوله وَاللَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ و تقييد شب بمضى به جهت آنست كه در تعاقب أقوى دلالت است بر كمال قدرت و وفور نعمت چه سير آن بر مقادير مرتبه و مجىء ضياء نزد تقضى آن أدل دلالتست بر آنكه فاعل آن مختص است بعز و جلال متعاليست از اشباه و امثال . قتاده و جبائى گفتهاند كه * ( إِذا يَسْرِ ) * بمعنى اذا جاء و أقبل است يعنى سوگند بشب كه بيايد و روى آورد در عقب روز ، و گويند يسرى بمعنى يسرى فيه است يعنى شبى كه در او سير مىنمايند در اسفار ، و نزد بعضى مراد ليل مخصوص است نه جميع ليالى از آن جمله مجاهد و عكرمه و كلبى بر آنند كه مراد ليله مزدلفه است و وجه اختصاص آن اجتماع مردمان است در آن به جهت طاعت و عبادت رحمن و آمدن حاج در آن از عرفه بمزدلفه و گذاردن نماز صبح در آن و از آنجا بمنى رفتن ، و نزد بعضى ديگر شب قدر است و اصح آنست كه مراد جميع ليالى باشد آن گه به جهت تعظيم اقسام مذكوره ميفرمايد كه :
( 5 ) - * ( هَلْ فِي ذلِكَ ) * آيا هست در آنچه قسم ياد كرديم به آن از اشياء مذكوره * ( قَسَمٌ ) * مقسم به پسنديده * ( لِذِي حِجْرٍ ) * مر خداوند عقل را يا آيا هست در سوگند خوردن من به اين امور سوگندى براى صاحب عقل . استفهام براى تقرير و تحقيق است يعنى اين اقسام مذكوره به جهت عظم آن يا اقسام حقتعالى به آن كافيست مر خداوندان عقول را كه تعقل كنند در آن ، و بدانند كه آنها جهت آنكه مقسم بهاى حق سبحانهاند متضمن عجايب و دلائلاند بر قدرت او سبحانه و محتوى بر غرايب صنع و بدايع حكمت او و به جهت اين شايستهء آن شدهاند كه حق سبحانه به آنها قسم ياد كرده و مقسم عليه را به آن مؤكد گردانيده ، و تسميهء عقل بحجر به جهت آنست كه حاجر عما لا ينبغى است و اينكه او را عقل و نهية و حصاة گويند به جهت آنست كه آن عاقل و ناهى است از تهافت و محصى و ضابط اشياء ، و فراء گفته كه يقال انه لذو حجر اذا كان قاهر النفس ضابطا لها و مقسم عليها بعد از اين مذكور خواهد شد اعنى قوله إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ و اكثر بر آنند كه مقسم عليه محذوفست و تقدير اينكه ليعذبن يعنى سوگند به اين امور مذكوره كه عذاب كرده شوند كافران معاند و مشركان جاحد كه آنها از اهل مكهاند هم چنان كه پيش از اين معذب گشتند و دال بر حذف جواب قسم است قوله :
( 6 ) - * ( أَ لَمْ تَرَ ) * خطاب با پيغمبر است و غرض تنبيه و تهديد كفار قريش يعنى آيا نديدى و ندانستى اى محمّد مراد آنست كه البته معلوم تو شده * ( كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ ) * كه چه كرد پروردگار تو * ( بِعادٍ ) * به اولاد عاد بن عوص بن آدم بن سام بن نوح عليه السّلام كه قوم هود عليه السّلام بودند و تسميهء ايشان باسم پدر است هم چنان كه تسميه بنو هاشم بهاشم .
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 233
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٢٣٣