تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
چگونه برافراشته شده است بر زمين بطريق ثبات و رسوخ كه اصلا متحرك و مضطرب نميشود و از جاى خود زايل نميگردد . ( 20 ) - * ( وَإِلَى الأَرْضِ ) * و نمينگرند به زمين كه * ( كَيْفَ سُطِحَتْ ) * چگونه پهن شده است تا جاى آرام مخلوقات باشد خلاصهء معنى اينست كه نظر كنيد در انواع مخلوقات از بسايط و مركبات تا متيقن شويد بر كمال قدرت خالق و انكار اقتدار او ننمائيد بر بعث و نشور و لهذا در عقب اين بيان امر معاد نموده و بر آن مترتب ساخته امر بتذكير را و فرموده كه : ( 21 ) - * ( فَذَكِّرْ ) * پس پند گوى اى محمّد ايشان را و اگر از روى عناد نظر در دلايل مذكوره نكنند و متذكر نشوند تا راه برند بقدرت ما بر بعث الحاح منماى و در اين باب مشقت بنفس خود راه مده و مغموم و محزون مشو زيرا كه بر تو همين تذكير است كما قال * ( إِنَّما أَنْتَ مُذَكِّرٌ ) * جز اين نيست كه ترا لازم پند دادن است و مثل اينست إِنْ عَلَيْكَ إِلَّا الْبَلاغُ يعنى آنچه بر تو واجب است تذكير و تبليغ فقط است . ( 22 ) - * ( لَسْتَ عَلَيْهِمْ ) * نيستى تو بر ايشان * ( بِمُصَيْطِرٍ ) * متسلط تا اجبار كنى ايشان را بايمان و نظير اينست ما أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِجَبَّارٍ گويند كه اين آيه بآية القتال منسوخ شده و اصح آنست كه در اين نسخ نيست زيرا كه جهاد اكراه قلوب نيست تا ناسخ آن باشد ( 1 ) و معنى آيه اينست كه تو همين مبعوثى بر تذكير و تبليغ امت و از ترك قبول ايشان اثمى و حرجى بر تو لازم نميآيد . ( 23 ) - * ( إِلَّا مَنْ تَوَلَّى ) * استثناى منقطع است يعنى تو مستولى نيستى بر ايشان ليكن هر كه روى بگرداند بعد از تذكير * ( وَكَفَرَ ) * و نگرود و حق را بپوشد . ( 24 ) - * ( فَيُعَذِّبُه اللَّه ) * پس عذاب كند او را خداى * ( الْعَذابَ الأَكْبَرَ ) * عذابى بزرگتر يعنى عذاب آخرت كه اعظم از عذاب دنيا است كه آن قحط و قتل و اسر ايشان است ، و گويند
هامش
( 1 ) يعنى وظيفه تو تنها تذكير مردم و متوجه ساختن ايشانست بآيات قدرت و دلائل حكمت پروردگار و پند دادن و ابلاغ احكام الهيست باينان و تو بر ايشان سيطره و تسلط بطورى كه اجبار كنى اينان را بر ايمان ندارى زيرا كه حكمت الهى و مشيت ازلى اقتضا كرده كه بندگان در ايمان و كفر مختار باشند نه مجبور حقتعالى بقدرت كاملهء خود ميتواند همهء مردم را جبرا هدايت نموده و بر طريقهء صلاح و بندگى وادار نمايد ولى چنين كارى نكرده بلكه بمقتضاى لطف و رحمت خود راه صلاح و سعادت و فساد و شقاوت را باينان نمايانده و به اختيار خودشان واگذاشته است كه * ( إِنَّا هَدَيْناه السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَإِمَّا كَفُوراً ) * و تحقيق اين مطلب را علماء خاصه رضوان اللَّه عليهم در رسائل اعتقاديهء اصوليه در مسئلهء لا جبر و لا تفويض بل أمر بين الامرين فرموده‌اند فراجع .