و اين تختها اصل آن از زر بود و مكلل بزبرجد و در و ياقوت ، و در معالم آورده كه مرفوع باشد در هوا و چون صاحبش خواهد كه به روى نشيند به زمين آيد و چون بر آن قرار گيرد باز مرتفع گشته بموضع خود باز رود .
( 14 ) - * ( وَأَكْوابٌ ) * و در جنت كوزهاى بىدسته و لوله باشد * ( مَوْضُوعَةٌ ) * نهاده شده پيش بهشتيان آماده و مهيا نزد ايشان تا احتياج نداشته باشند بطلبيدن آن يا نهاده شده بر حافات عيون و ممد و مهيا براى شرب ايشان .
( 15 ) - * ( وَنَمارِقُ مَصْفُوفَةٌ ) * و بالشهاى نهاده با يكديگر يعنى متصل بهم تا بهر كدام كه خواهد نشيند .
( 16 ) - * ( وَزَرابِيُّ مَبْثُوثَةٌ ) * و فرشهاى فاخر عريض گسترده شده بهر جا كه ارادهء بهشتى باشد يا متفرق در مجالس أَكْوابٌ جمع كوب است بمعنى اناء بدون دسته و لوله و نَمارِقُ جمع نمرقه است مثلثة الراء بمعنى مسند و متكأ و * ( زَرابِيُّ ) * جمع زريب بمنى بساط فاخر و بارز كه محمول باشد بحمل رفيق ، عاصم بن ضمره از امير المؤمنين عليه السّلام روايت كرده كه آن حضرت ذكر اهل جنت ميكرد و در اثناى آن فرمود
يجيئون فيدخلون فاذا اساس بيوتهم من جندل اللؤلؤ و سرر مرفوعة و اكواب موضوعة و نمارق مصفوفه و زرابى مبثوثة و لو لا ان اللَّه تعالى قدرها لهم لا لتمعت ابصارهم لما يرون و يعانقون الازواج و يقعدون على السرر و يقولون الحمد للَّه الذى هدانا لهذا
يعنى بهشتيان بيايند و در بهشت داخل شوند و اصل خانهاى ايشان از سنگ لؤلؤ باشد و در آنجا سرر مرفوعه و اكواب موضوعه و زرابى مبثوثه باشد و اگر نه ان بود كه حق سبحانه آن را از براى تمتع و تلذذ ايشان خلق كرده نور ديده ايشان از كثرت مشاهده از اشعه و لمعات آن و تزين آن پراكنده شدى و بينور شدى و ايشان دست در گردن زوجات خود كنند و در بالاى تخت بنشينند و شكر آن را بجاى آرند ، و در بعضى تفاسير آوردهاند كه چون كفار از سيد ابرار شنيدند كه در بهشت سريرها باشد بغايت بلند و درازى آن مقدار صد ساله راه باشد و كمتر و بيشتر از آن تعجب كردند و گفتند اين خود نشايد چه اگر واقعست پس بلال و خباب و امثال ايشان را كارى عظيم افتاده چه مدت متمادى بايد تا بر بالاى آن تختهاى بلند بر آيند و بسى زمان طويل بايد تا از بلندى آن فرود آيند آيه آمد :
( 17 ) - * ( أَ فَلا يَنْظُرُونَ ) * آيا نمىنگرند ايشان * ( إِلَى الإِبِلِ ) * بسوى شتر كه بقدرت ما * ( كَيْفَ خُلِقَتْ ) * چگونه آفريده شده يعنى با آن بلندى و بزرگى مسخر كودكى مىشود تا بر او بر ميآيد و فرو ميآيد پس چرا از تخت بهشتيان متعجب ميشويد كه در فرمان بهشتى باشد ، از قتاده مروى است كه چون حق سبحانه و تعالى و صف بهشت فرمود بطريق مذكور اهل ضلالت از آن حال
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 226
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٢٢٦