حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام نيز مذكور است كه
هم الذين خالفوا دين اللَّه مع أنهم صاموا و صلوا و الذين نصبوا لأمير المؤمنين عليه السّلام نصبا فى العداوة فلا يقبل اللَّه شيئا من افعالهم اعمالهم
ايشان جماعتىاند كه مخالفت كردهاند در دين خدا با آنكه روزه داشتهاند و نماز گذارده و كسانىاند كه نصب عداوت امير المؤمنين عليه السّلام كردهاند ، پس حق سبحانه افعال و اعمال ايشان را قبول نخواهند كرد .
( 4 ) - * ( تَصْلى ) * در آورده شوند * ( ناراً حامِيَةً ) * در ميان آتشى در نهايت حرارت رسيده كه زبانه زند بر دشمنان خداى و ايشان هميشه ملازم آن باشند و هرگز از آن خلاصى نداشته باشند و حفص بفتح تا خوانده بصيغهء معلوم يعنى در آيند در آن آتش .
( 5 ) - * ( تُسْقى ) * آشاميده شوند يعنى بعد از آنكه عطش ايشان بنهايت رسيده باشد بياشامانند ايشان را * ( مِنْ عَيْنٍ آنِيَةٍ ) * از آب چشمه اى بغايت گرمى رسيده ، قتاده گفته كه از آن روز كه آتش آفريده شده اين آب را ميجوشانند و بعد از شراب ايشان ذكر طعام ايشان مىكند بقوله :
( 6 ) - * ( لَيْسَ لَهُمْ ) * نيست مر دوزخيان را * ( طَعامٌ ) * خوردنى * ( إِلَّا مِنْ ضَرِيعٍ ) * مگر ضريع و آن نوع گياهيست خارناك كه آن را برگ نباشد آن را شبرق گويند و گياه چهار پايان باشد و چون خشك شود سم قاتل گردد و آن را ضريع خوانند به جهت اخبثيت و ابشعيت آن و هيچ دابه گرد آن نگردد و در آخرت شجر ناريه كه مشابه ضريع بود بخورد دوزخيان دهند كما
قال رسول صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم الضريع شيء يكون فى النار يشبه الشوك امر من الصبر و انتن من الجيفة و أشد حرّا من النار سماه اللَّه الضريع
ضريع چيزيست كه در ميان آتش دوزخ است و مشابه خار است و تلختر از صبر است و گنديده تر از مردار و حرارت آن بيشتر از آتش است و حق سبحانه آن را ضريع نام نهاده ابو درداء و حسن گفتهاند كه روز قيامت رويهاى اهل دوزخ را زشت گردانند مانند كردار ايشان و علت گرسنگى بر ايشان مسلط گردانند تا چنان شوند كه از غايت جوع آتش دوزخ بر ايشان سهل نمايد و ايشان بيطاقت شده بفرياد آيند و طعام طلبند بعد از چند سال ايشان را ضريع دهند كه هزار سال در گلوى ايشان بماند و فرو نرود كما قال وَطَعاماً ذا غُصَّةٍ و به ياد ايشان آيد كه در دنيا چون طعام در گلوى ما بند ميگرفت آب ميآشاميديم بگلوى ما ميرفت پس آب طلب كنند تا آن طعام فرو رود بعد از هزار سال ايشان را از چشمهء آنيه آب دهند چون نزديك دهن برند تا بياشامند رويهاى ايشان همه بسوزد و و پوست باز گذارد و ذلك قوله يَشْوِي الْوُجُوه بِئْسَ الشَّرابُ و چون به شكم ايشان رسد احشاء و
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 224
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٢٢٤