به آنكه سوره مكى باشد زيرا كه محتمل است كه اوايل سوره در مكه نازل شده باشد و آخر آن در مدينه و گفتهاند مراد بذكر قلب است نزد صلاة و رجاء ثواب و خوف عقاب چه خشوع در نماز بحسب خوف و رجاء است ، و نزد جماعتى ديگر مراد بذكر افتتاح نماز است به بسم اللَّه الرحمن الرحيم و بصلاة نماز يوميه ، و از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام مرويست كه فرمودند
التزكى التصدق بصدقة الفطرة و لا ابالى أن لا أجد فى كتابى غيرها لقوله تعالى قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّى ) * اى اعطى زكات الفطر فتوجه الى المصلى فصلى صلاة العيد
و عن ابن عباس * ( وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّه ) * اى ذكر معاده و موقفه بين يدى ربه فصلى له ، بعد از آن اهل شقاوت را كه به دنيا مشغول شده كار آخرت نمىسازند خطاب مىكند كه اى اشقياء شما مستعد آخرت نميشويد .
( 16 ) - * ( بَلْ تُؤْثِرُونَ ) * بلكه ميگزينيد * ( الْحَياةَ الدُّنْيا ) * زندگانى دنيا را و به جهت اين عملى نميكنيد كه موجب سعادت شما باشد و سبب فوز و فلاح شما در آخرت ، صاحب بيضاوى گفته كه خطاب باشقياء بطريق التفاتست يا بر اضمار « قل » يا خطاب بجميع مردمان است چه اغلب ايشان به جهت علايق دنيا از آخرت محروم مينمانند ، ابن مسعود فرمود كه دنيا با زخارف آن را از مطاعم و مشارب و مناكح و ساير لذات مشاهد ما ساختند و به نظر ما آراسته گردانيدند و آخرت را از ما غايب ساختند و اقتصار بر وصف آن كردند و به جهت آن ما دنيا را بر آخرت اختيار كرديم و نقد را بر نسيه گزيديم و به جهت غرور و جهالت و غفلت تفكر نكرديم در آنكه نسيه باقى بهتر از نقد فانيست .
( 17 ) - * ( وَالآخِرَةُ خَيْرٌ ) * و سراى آخرت بهتر است * ( وَأَبْقى ) * و پاينده تر چه نعيم آن بالذاتست و خالص از غوايل و متصف مع هذا ببقا و دوام بخلاف دنيا و در حديث آمده كه
من أحب آخرته أضر بدنياه و من احب دنياه أضر بآخرته .
( 18 ) - * ( إِنَّ هذا ) * بدرستى كه اين سخن يعنى مضمون * ( قَدْ أَفْلَحَ ) * تا آخر يا آنچه در اين سوره است * ( لَفِي الصُّحُفِ الأُولى ) * هر آينه در صحيفهاى پيشين است يعنى كتب نخستين است كه قبل از قرآن نازل شده .
( 19 ) - * ( صُحُفِ إِبْراهِيمَ ) * اين بدل صحف اولى است يعنى در صحيفهاى ابراهيم خليل كه ده است * ( وَمُوسى ) * و در صحيفه موسى يعنى الواح تورية ، مراد آنست كه هم چنان كه امر مذكور در قرآن ممدوح است در صحف ابراهيم و تورية موسى نيز ممدوحست آيه دليلست بر آنكه ابراهيم
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 221
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٢٢١