تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
كرد كما قال : ( 11 ) - يَتَجَنَّبُهَا و پهلو تهى كند از موعظه شْقَى بدبختترين يعنى كافرى كه اشقى است از فاسق يا از كفره به جهت توغل او در كفر و عداوت رسول و گويند اين آيه در حق وليد بن مغيره و عتبة بن ربيعه نازل گشته و بر هر تقدير . ( 12 ) - * ( الَّذِي يَصْلَى النَّارَ الْكُبْرى ) * آن كسى كه شقى است در آيد به آتش بزرگ يعنى آتش دركه جهنم كه آن از آتش دركات ديگر تيزتر و سوزنده تر است ، و در حديث آمده كه ناركم هذه جزء من سبعين جزءا من نار جهنم اين آتش يعنى آتش دنيا جزئيست از هفتاد جزء آتش جهنم و گفته‌اند نار كبرى در طبقهء سفلى است كه جاى آل فرعون و منافقان و منكران مائدهء عيسى عليه السّلام باشد و نار صغرى در طبقهء عليا كه جاى گنه كاران امت سيد انبياء صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم است و بعضى ديگر بر آنند كه نار كبرى مطلق آتش آخرتست و نار صغرى آتش دنيا . ( 13 ) - * ( ثُمَّ لا يَمُوتُ ) * پس بدبختترين آن مردمان نميرد * ( فِيها ) * در آن نار كبرى تا آسايش يابد * ( وَلا يَحْيى ) * و نه زنده باشد زندگى كه از آن راحت يابد بلكه آن حياة و بال او باشد و پيوسته تمناى زوال آن كند به جهت آنكه آن حياة مستلزم فنون عقاب و الوان عذاب باشد ، ذكر * ( ثُمَّ ) * به جهت آنست كه حالت متوسطه ميان حياة و ممات افظع از صلى است پس آن متراخى از صلى باشد در مراتب شدّت . ( 14 ) - * ( قَدْ أَفْلَحَ ) * بدرستى كه رستگارى يافت * ( مَنْ تَزَكَّى ) * آنكه متطهر شد از كفر و معصيت يا اكثار نمود در تقوى مشتق از زكا بمعنى طهارت يا نماز . ( 15 ) - * ( وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّه ) * و ياد كرد نام پروردگار خود را بدل و زبان * ( فَصَلَّى ) * پس نماز گذارد و نظير اينست أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي يا رستگار شد كسى كه طهارت كرد و تكبير احرام گفت پس اين تكبير نماز پنجگانه را بگذارد چه نماز بدون آن منعقد نميشود يا ذكر خدا كرد در راه مسجد پس در مسجد نماز گذارد و يا باطن خود را از خبث كفر پاك كرد ، جابر بن عبد اللَّه انصارى فرمود كه تفسير اين آيه را از رسول صلَّى اللَّه عليه و آله پرسيدم فرمود كه معنى آنست كه رستگار شد هر كه نفس خود را از خبث كفر پاك كرد و بشهادتين نيز اقرار كرد پس بر پنج نماز يوميه محافظت نمود ابن عباس و حسن و قتاده گفته‌اند در تفسير قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّى أى قد ظفر بالبيعة من صار زاكيا بالاعمال الصالحة و الورع ، و عن ابن مسعود تَزَكَّى اى اعطى زكات ماله و ذكر تكبير العيدين يقول رحم اللَّه امرءا تصدق ثم صلى و از ابن عمرو ابو العاليه و ابن سيرين مرويست كه مراد از تزكى زكات فطره است و بذكر تكبير عيد و بصلاة نماز عيد و عدم وجوب نماز عيد و زكات در مكه منافات ندارد