تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
لبيد ( إلى الحول ثم اسم السلام عليكما ) و ميتواند بود كه أعلى صفت رب باشد يعنى خداوندى كه برتر است از روى اقتدار و قدرت و قهر كه هيچ چيز از او أقدر نيست بلكه همه در تحت قدرت اويند يا برتر است از مشابهت او باعراض و اجسام و جواهر ، و ابن عباس چنين تفسير فرموده كه صل باسم ربك الاعلى ، و گويند كه معنى آنست كه قل ( سبحان ربى الاعلى ) . ( 2 ) - * ( الَّذِي ) * آن خدايى كه * ( خَلَقَ ) * بيافريد همه چيزها را * ( فَسَوَّى ) * پس تسويه فرمود خلقان را ، يعنى راست گردانيد اعضاء و اجزاى آن را بر قانون حكمت ، مراد از إحكام و اتقان و تعديل آنست كه دالست بر آنكه خالق آن عليم و حكيم و قدير است ، و زجاج گفته كه مراد بتسويه آن تعديل قامت انسانست يعنى او را منكوس نيافريد چون بهائم و دوابّ . ( 3 ) - * ( وَالَّذِي قَدَّرَ ) * و آن خدايى كه تقدير كرد اجناس اشياء و انواع و اشخاص و مقادير و صفات و افعال و آجال و ارزاق آن را يا مقدر ساخت از براى هر حيوانى آنچه صلاح او در آنست ( 1 ) * ( فَهَدى ) * پس راه نمود او را و شناسا ساخت به او وجه انتفاع او را بطريق الهامات و دلالات هم چنان كه طفل را به پستان مادر راه نمود و يا تقدير ذكور و اناث نمود و تقدير روزى اطفال نمود بطلب از پدر و مادر و چهارپايان را بمرتع ، و مقاتل و كلبى گفته‌اند كه مراد آنست كه تقدير ذكور و اناث نمود و ذكور الهام نمود كه با جفت خود چگونه خلوت كند تا از وى فرزند بيافريند ، و سدّى فرموده كه تقدير نمود ولد را در شكم در نه ماه كمتر و يا بيشتر و هدايت نمود او را به بيرون آمدن در وقتى كه تمام خلقت باشد و مجاهد گفته كه هدايت كرده راه خير و شر را تا بخير مرتكب شود و از شر مجتنب گردد ، و گفته‌اند كه تقدير منافع فرمود در اشياء و انسان را هدايت كرد باستخراج منافع از آن پس بعضى از آن را غذاى خود گردانيدند و بعضى را دواء و برخى را سمّ ، و بعضى را براى آلات و
هامش
( 1 ) اكثر مفسرين اين آيات را يعنى * ( الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدى ) * را مربوط به انسان دانسته و مفهوم خلق و تسويه و تقدير را دربارهء آدمى تقرير كرده‌اند و مرحوم مؤلف تعميم داده نسبت بحيوانات نيز ميگويد : و اصح آنست كه آيهء على عمومها باشد يعنى از براى هر حيوانى آنچه صلاح ايشان در آنست تقدير فرمود و آنها را به آن معرفت داد طريق انتفاع ايشان را به آن الهام فرمود نگارنده گويد : صحيح آنست كه بمقتضاى اطلاق و عموم اين آيات مفاد آنها را نسبت بجميع موجودات و انواع كائنات جارى و غير انسان و حيوان را نيز داخل در عموم بدانيم پس مفاد آيات كريمه چنين خواهد بود - آن خداوندى كه بيافريد همهء اشياء را پس تسويه فرمود هر چيزى را ( يعنى هر مخلوقى را آن چنان كه سزاوار بود و بر طبق قانون حكمت و مصلحت بيافريد ) و آن آفريدگارى كه براى هر چيزى كمالى خاص و غايتى مخصوص مقدر فرموده و اسباب و وسائل هر چيزى را بكمال و غاية خود مهيا و هر يك را به اندازه و مقدار مقرر فرموده و تمام اين اندازه ها كه در شكل و حجم و رنگ و طعم و وضع ساختمان و مكان و موقعيت و مدت بقاء و عمر و سائر اوصاف و خواص هر موجودى به كار رفته از روى حكمت و مصلحت است آن گاه هدايت فرمود هر چيزى را بكمال لايق و مخصوصهء خود يا بهدايت تكوينى مانند متوجه ساختن حقتعالى مخلوقات را بدان امورى كه طبعا از آنها صادر مىشود و يا بهدايت ارادى و اختيارى و آن راهنمايى كردن پروردگار است انسان و حيوان و پاره اى از مخلوقات را بوسيلهء الهامات و نصب دلايل و آيات بافعالى كه از روى اراده و اختيار صدور مييابد .