تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
جو نيست جارى در هوا و در اوانى اهل بهشت ريخته مىشود بر حسب حاجت و چون اوانى پر شوند باز ايستد و قطره اى از آن بر زمين نريزد و تسميهء تسنيم به جهت ارتفاع مكانست يا مزيت رفعت آن بر آب ديگر چه آن مصدر نسمه است اذا رفعه پس تفسير تسنيم مىكند بقوله : ( 28 ) - * ( عَيْناً ) * انتصاب آن بر مدحست يا حالست از تسنيم و معنى آنست كه أعنى عينا و حالكونه عينا يعنى آن چشمه است يا در حالتى كه تسنيم چشمه ايست * ( يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ ) * ميآشامند به آن نزديك شدگان بارگاه عنايت يعنى ايشان صرف آن مىنوشند و ممزوج آن را بابرار ميدهند كه اصحاب يميناند ، صاحب انوار از ابن عباس و ابن مسعود نقل كرده كه چون مقربان مشغول بما سوى نشده‌اند يعنى محبت حق را بمحبت غير نياميخته‌اند شراب ايشان صرفست و آنها كه محبت ايشان آميخته باشد شراب ايشان ممزوج باشد ، و در بحر الحقايق مذكور است كه شراب رحيق اشارتست به شراب خالص از كدورات خمار كونين و اوانى مختومه آن قلوب اولياء و اصفياء كه ختام او مشك محبتست و تسنيم أعلى مراتب محبتست يعنى محبت ذاتيه ، است و مقربان اهل فناء فى اللَّه و بقاء باللَّه‌اند و تا كسى بر بساط قرب در مجلس انس در رياض قدس از دست ساقى رضا جرعه اى از اين شراب ناب نچشد بويى از سر اينسخنان بمشام جان وى نرسد ، آورده‌اند كه صناديد قريش چون ابو جهل و وليد بن مغيره و عاص بن وائل و اتباع ايشان هر گاه فقراى صحابه را چون عمار و صهيب و خباب و بلال و غيرهم را ميديدند با ايشان استهزاء و سخريت ميكردند و بر سبيل طنز و افسوس ميگفتند كه اينها بر حقند و وحى بمحمد نازل شده و او رسول خداست و ما مبعوث خواهيم شد اين آيه آمد كه : ( 29 ) - * ( إِنَّ الَّذِينَ أَجْرَمُوا ) * بدرستى كه آنان كه شرك آوردند و اجرام صحف اعمال را بجرايم شرك و عصيان سياه كردند * ( كانُوا مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا ) * هستند از آنان كه گرويده‌اند * ( يَضْحَكُونَ ) * ميخندند . ( 30 ) - وَ إِذا مَرُّوا بِهِمْ و چون بگذرند به آن مؤمنان يَتَغامَزُونَ غمز ميكنند بچشمها يعنى اشارتها مينمايند به جهت استهزاء ، و در كشاف آورده كه روزى حضرت امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه با جمعى از فقراى مسلمانان مىگذشت جمعى از منافقان بخنديدند و به چشم و بابرو اشارت كرده طريق استهزاء و سخريت پيش آوردند و نزد ياران خود رفته گفتند رئيسنا اليوم الاصلع ( 1 ) رئيس ما امروز اصلع است مراد امير المؤمنين سلام اللَّه عليه بود و بر اين سخن بسيار بخنديدند و هنوز آن حضرت عليه السّلام به مسجد رسول صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم نرسيده بود كه جبرئيل عليه السّلام آمد
هامش
( 1 ) در كشاف و مجمع ( رأينا اليوم الاصلع ) مىباشد .
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 187 | الملا فتح الله الكاشاني