معانى گفتهاند كه درجات رفيعه است بر بالاى يكديگر ، عبد اللَّه عمر گفته كه اهل عليين از چند ساله راه بر سر اهل بهشت نگرند و چون يكى از ايشان بر بالاى بام قصر خود بر آيد و در بهشت نگرد نور روي او همهء بهشت را روشن و منور گرداند و اهل بهشت بدانند كه آن نور از عليين است ، و از فراء نقلست كه عليين ارتفاعيست بر بالاى ارتفاع ديگر الى غير النهايه و بنا بر آنكه اسم مكان باشد نه ديوان اعمال در كلام مضاف محذوف خواهد بود و تقدير اينكه ما كتاب عليين يا محل كتاب مرقوم بر طريقى كه در آيه إِنَّ كِتابَ الفُجَّارِ سمت ذكر يافت اصح و اظهر آنست كه كِتابٌ مَرْقُومٌ تفسير كِتابَ الأَبْرارِ است و تقدير اينكه كتاب الأبرار كتاب مرقوم پس معنى آيه آنست كه نامهء اعمال ابرار در جائيست كه آن را عليين گويند ، و تو چه دانى كه عليين چه چيز است يعنى جائيست بلند قدر و بامكانت و رفعت و نامهء اعمال ابرار نامه ايست نوشته يا نشانه كرده شده كه هر كه آن را بخواند يا ببيند داند كه از اصحاب آن نيكوكارانند و پرهيزكارانند ، مرويست از حضرت نبوى صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم كه ملائكه حفظه چون عمل بنده را بردارند و باستقلال تمام آن را به آسمان برند و در جايى كه اراده الهى باشد برسانند وحى الهى آيد بايشان كه
انكم الحفظة على عبدى و أنا الرقيت على ما فى قلبه و انه أخلص عمله فاجعلوه فى عليين فقد غفرت له
و بدرستى كه شما نگاهبانان بوديد بر اعمال بندهء من و من نگهبان بودم بر آنچه در دل او بود و او عمل خود را باخلاص كرده و بغرضى از اغراض مخلوط نساخته ، او را در عليين جاى دهيد كه من او را آمرزيدم و چون نامهء عمل بندهء ديگر بردارند و تزكيهء آن كنند و آن را بعالم بالا برند وحى بديشان رسد كه
أنتم الحفظة على عبدى و أنا الرقيب على قلبه و انه لم يخلص لى عمله فاجعلوه فى السجين
شما حافظان اعمال او بوديد و من نگهبان بودم بر سراير دل او و او عمل خود را باخلاص نكرده و آن را بريا و سمعه و غير آن آميخته آن را بسجين بريد آن گه حق سبحانه در صفت ابرار ميفرمايد .
( 22 ) - * ( إِنَّ الأَبْرارَ ) * بدرستى كه نيكوكاران * ( لَفِي نَعِيمٍ ) * در بهشت پر نعمت .
( 23 ) - * ( عَلَى الأَرائِكِ ) * بر تختها و حجلهاى آراسته * ( يَنْظُرُونَ ) * مينگرند بچيزهايى كه در آن شادمان و فرحناك باشند از مناظرهء جنت و انواع كرامت يا از عرش يا از انبياء و اوصياء يا نظر ميكنند بكفار كه در دوزخ بانواع عذاب معذب باشند .
( 24 ) - * ( تَعْرِفُ ) * بشناسى اى نگرنده * ( فِي وُجُوهِهِمْ ) * در روىهاى ايشان * ( نَضْرَةَ النَّعِيمِ ) * تازگى نعمتهاى بهشت يعنى به جهت تنعم و طراوت لذات و بريق آن بر روى ايشان مشاهده شود هم چنان كه در وجوه أغنياء و أهل ثروت مرئى مىشود و از عطا نقلست كه حق سبحانه چندان حسن
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 185
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص١٨٥