تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
( 6 ) - * ( يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ ) * منصوبست به * ( مَبْعُوثُونَ ) * يا بدل از جار و مجرور يعنى مبعوث شوند در روزى كه بپاى بايستند مردمان * ( لِرَبِّ الْعالَمِينَ ) * براى حكم آفريدگار عالميان يعنى از پاى ننشينند تا فرمان نرسد و آن مقام هيبت باشد كه اهل عرصات سيصد سال ايستاده باشند و كسى را زهرهء سخن نباشد تا حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم باذن او شفاعت نمايد و خلق را از ميان هيبت بموقف محاسبه آرند و اين شفاعت كبرى باشد يا در روزى كه برخيزند مردمان از قبور خود براى امر پروردگار عالميان و جزاء و حساب او ، در اين انكار و تعجيب ذكر ( ظن ) و وصف يوم به عَظِيمٍ و قيام مردمان در آن از براى حكم خدا و تعبير از او سبحانه برب العالمين مبالغات است در منع ايشان از تطفيف و تفخيم اثم آن ، از عبد اللَّه بن مسعود نقلست كه مردمان در عرصات مقدار چهل سال ايستاده باشند رافعى رؤسهم سرها برداشته و منتظر اينكه ندايى از جانب عزت برسد و بعد از انقضاى چهل سال ندا آيد كه أ ليس عدلا من ربكم أن خلقكم ثم صوركم ثم رزقكم ثم توليتم غيره ان يولى كل عبد منكم ما تولى فى الدنيا ايشان گويند بَلى وَرَبِّنا اشهر آنست كه كفره و فجره سيصد سال ايستاده باشند كه هيچ ندائي از حق سبحانه بايشان نرسد و هيچكس زهرهء سخن گفتن نداشته باشد ، در خبر است كه مقدار ايستادن مؤمن آن مقدار باشد كه نماز فريضه گذارده شود ، و در خبر ديگر آمده كه سيد عالم صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم فرمود كه طول روز قيامت ( 1 ) و غم و حزنش بر مؤمن قدر روز تابستان باشد مر روزه دار را كه در وقت نماز عصر بر كنار حوضى نشيند و آب بر خود ريزد و خنكى و هواى آن به او رسد تا آفتاب غروب كند ، عبد اللَّه بن عمر گويد كه نزد پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم رفتم و گفتم يا رسول اللَّه سه مسئله ميخواهم كه از تو بپرسم فرمود سل عما بدا لك بپرس از آنچه بخاطرت ميرسد گفتم مقام مردمان نزد پروردگار عالميان چند مدت باشد و چه قدر مشقت در اين مقام بمؤمنان رسد و ميان بهشت و دوزخ منزلى باشد يا نه ، فرمود كه كفار و فجار سيصد سال در آن مقام بپاى بايستند و هيچ ندا بايشان نرسد و به جهت هول و هيبت قدرت نداشته باشند اما مؤمنان دو فريق باشند گروهى سابقان و گروهى اصحاب يمين ، و مقدار ايستادن سابقان همچو امتداد زمانى باشد ميان دو كس كه با يكديگر راز گويند و چون راز ايشان دراز شود از يكديگر جدا شوند و بعد از اين مدت ببهشت نعيم در آيند و مدت مقام اصحاب يمين چون مدت زمان مردى باشد روزه دار كه گرسنه و تشنه باشد و منتظر فرو شدن آفتاب باشد و بعد از غروب روزه گشايد
هامش
( 1 ) قيام كفار و مشركين و فاسقان و فاجران در پيشگاه رب العالمين طولانى خواهد بود و نسبت به اشخاص مختلف است نسبت ببعضى تا چهل سال امتداد پيدا مىكند و نسبت ببعضى ديگر تا سيصد سال و چهار صد سال هم در روايات وارد شده است ولى براى مؤمن طولانى نباشد و مشمول رحمت و مغفرت الهى گرديده و در زمان كوتاهى كار او انجام يافته از عرصات قيامت نجات مييابد .
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 179 | الملا فتح الله الكاشاني