تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
يعنى از ايشان براى خود * ( يَسْتَوْفُونَ ) * تمام مىستانند بكيل ابدال ( من ) به ( على ) به جهت دلالت است بر آنكه اكتيال ايشان موجب ضرر است بر مردمان ، و مىتواند بود كه جار و مجرور متعلق به * ( يَسْتَوْفُونَ ) * باشد و تقديم آن بر فعل به جهت افادهء خصوصيت باشد اى يستوفون على الناس خاصة فأما أنفسهم فيستوفون لها يعنى استيفاي ايشان متضمن ضرر و نقص است بر مردمان خاصة اما مثمر نفع و مزيت است براى خودشان . ( 3 ) - * ( وَإِذا كالُوهُمْ ) * و چون مىپيمايند براى مردمان * ( أَوْ وَزَنُوهُمْ ) * يا مىسنجند براى ايشان حقوق ايشان را * ( يُخْسِرُونَ ) * زيان مىرسانند بديشان و مىكاهانند آن را ، اصل كلام كالوا لهم أو و زنوا لهم بود حذف جار كردند و ايصال فعل بضمير كقولهم ( و لقد جنيتك أكمؤا و عساقلا ) أى جنيت لك ، يا آنكه كلام بر حذف مضاف باشد و اقامت مضاف اليه در مقام آن اى كالوا مكيلهم أو وزنوا موزونهم ، و صحيح نيست كه ضمير ثانى مرفوع باشد راجع به لِلْمُطَفِّفِينَ به جهت آنكه مستلزم فساد نظم كلامست زيرا كه معنى مراد آنست كه اذا اخذوا من الناس استوفوا و اذا اعطوهم اخسروا ، و اگر ضمير مرفوع باشد مفيد اين معنى خواهد بود كه اذا أخذوا من الناس استوفوا و إذا تولوا الكيل أو الوزن هم على الخصوص اخسروا و اين كلام متنافر است چه مقصود بيان اختلاف ايشانست در أخذ و دفع نه در مباشرت و عدم آن ، و لهذا در مصاحف اثبات الف نكرده‌اند بعد از واو ضمير و رسم الخط نشده و ترك ( أو اتزنوا ) تا مقابل * ( أَوْ وَزَنُوهُمْ ) * باشد مانند ( أو اكتالوا ) كه مقابل ( كالوا ) است به جهت آنست كه اهل تطفيف أخذ مكيل و موزون نمى - كردند الا بمكائيل نه موازين به جهت تمكن ايشان باكتيال از استيفاء و سرقت چه ميكال را مىجنبانيدند و مىلرزانيدند تا بيشتر بگيرد و در پر كردن آن حيله مىكردند و چون ميدادند كيل و وزن آن مىنمودند به جهت تمكن ايشان از بخس در هر دو نوع ، و در آثار آمده كه أهل مدينه همه تاجر بودند و هيچكدام اين صفت خبيثه و شيوهء ذميمه را از دست نمىدادند و معاملات را بطريق قمار نام نهاده بودند چون منابذه و ملامسه و مخاطره و غير آن ، چون اين سوره نازل شد پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم بميان بازار آمد و بر ايشان خواند و بعد از آن فرمود خمس به خمس پنج خصلت ذميمه است كه مقارن پنج مصيبت و بليت است گفتند يا رسول اللَّه ( ما خمس به خمس ) فرمود ما نقض قوم العهد الا سلط اللَّه عليهم عدوّهم ، و ما حكموا به غير ما أنزل اللَّه إلا فشا فيهم الفقر ، و ما ظهرت فيهم الفاحشة ، إلا فشا فيهم الموت ، و لا طففوا الكيل إلا منعوا النبات و أخذوا بالسنين و لا منعوا الزكاة إلا حبس عنهم القطر هيچ گروهى نباشند كه نقض عهد كنند و وفا به آن ننمايند مگر كه خداى تعالى دشمن را بر ايشان مسلط گرداند و هيچ گروهى نباشند كه حكم