آن گه ببهشت در آيد و ميان بهشت و دوزخ حوضى باشد طول آن يك ماه راه و عرض آن يك ماه
بياضه أشد من اللبن و أحلى من العسل
سفيدتر از شير و شيرينتر از عسل ، و بر كنار آن قدح ها باشد از فضه و قوارير هر كه يك قدح از آن باز خورد هرگز تشنه نشود و حاجت نيفتد او را به آب خوردن در عرصات قيامت ، و مرويست كه اهل عرصات در مدت ايستادن عرق بطريق سيل از سر ايشان جدا شود و به اذن و اطراف ايشان روان گردد ، و سليم بن عامر از مقداد بن اسود نقل كرده كه او گفت كه من از پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله شنيدم كه فرمود در عرصات آفتاب بر بالاى سر بندگان بدارند به مقدار يك ميل يا دو ميل و سليم گويد نمىدانم كه مراد بميل مسافت زمين است يا ميلى كه سرمه در چشم كشند پس آفتاب تحليل رطوبات ايشان كند و بطريق عرق از بدن ايشان بيرون آيد و اين به قدر اعمال ايشان باشد يعنى بعضى باشند كه عرق تا پاشنهء پاى ايشان رسيده باشد و بعضى مانند لجام بدهن ايشان رفته پس آن حضرت اشاره به دهان مبارك خود كرد و فرمود كه
يلجمه لجاما
و اين حديث را مسلم در صحيح خود آورده ، و مرويست كه عبد اللَّه عمر اين سوره را قرائت ميكرد چون به آيه * ( يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعالَمِينَ ) * رسيد گريه بر او غالب شد و بيفتاد و از قرائت ممتنع شد ، و گويند روزى بر بايعى بگذشت گفت از خداى بترس و كيل را تمام گردان كه كم پيمايندگان را در روز قيامت نزد خداى بدارند تا آنكه عرق از سر ايشان روا نشود و مانند لجام در دهن ايشان رود ، و قتاده گفته كه أوف يا بن آدم كما تحب أن يوفى لك ، و اعدل كما تحب أن يعدل لك تمام به پيماى و عدل كن هم چنان كه دوست دارى كه از براى تو پيمايند و بطريق عدل با تو سلوك كنند و از فضيل نقلست كه ( بخس الميزان سواد الوجه يوم القيامة ) كم كشيدنتر از و رو سياهى است در روز قيامت ، آوردهاند كه اعرابى بعبد الملك مروان گفت لقد سمعت ما قال اللَّه تعالى فى المطففين أراد بذلك ان المطفف قد توجه عليه الوعيد العظيم الذى سمعت به فما ظنك بنفسك و انت تأخذ اموال المسلمين بلا كيل و لا وزن ، تو شنيده آنچه حقتعالى درباره مطففين فرموده از توجه وعيد عظيم بر مطفف پس چيست ظن تو بنفس خود كه مالهاى مسلمانان را بىكيل و وزن ميگيرى و بىانديشه و بىمحابا در آن نظر ميكنى .
( 7 ) - * ( كَلَّا ) * اين ردع است از تطفيف و غفلت از ذكر بعث و حساب يعنى كم مىپيمايند و از روز حساب و جزاء غافل ميشوند و بعد از آن بر سبيل استيناف در عقب آن ذكر وعيد فجار مينمايد على العموم بقوله * ( إِنَّ كِتابَ الفُجَّارِ ) * از ابى حاتم سهل منقولست كه * ( كَلَّا ) * ابتداء كلامست متصل بما بعد يعنى « حقا » بدرستى كه آنچه نوشته مىشود از اعمال كافران نابكار يا بتحقيق كه نوشتن اعمال ايشان * ( لَفِي سِجِّينٍ ) * در سجين است و آن ديوانيست جامع جميع اعمال شياطين و كفره و
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 180
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص١٨٠