تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
كه نزع كنندگانند جانها را كه فرو رفته‌اند با بدان : ( 2 ) - * ( وَالنَّاشِطاتِ ) * و سوگند بفرشتگان كه بنشاط و رفق بيرون برندگانند ارواح مؤمنانرا * ( نَشْطاً ) * بيرون بردنى بمدارا و نرمى تا آنكه به سهولت تمام روح از بدن ايشان مفارقت كند چنان كه بسته را بند بر گيرند به آسانى چنان كه در خبر آمده كه هيچ مؤمن نباشد الا كه نزد موت او بهشت و غرف آن و ساير نعم آن بر او عرض كنند و چون جاى خود را در آنجا ببيند بنشاط و بهجت تمام جان را بسپارد و كافران را همچنين جاى در دوزخ نمايند بانواع عقوبت و عذاب تا بعسرت هر چه تمامتر جان ايشان را نزع نمايند . ( 3 ) - * ( وَالسَّابِحاتِ ) * و بملائكه شنا كننده * ( سَبْحاً ) * شنا كردنى يعنى آمد و شد نمايندگان از هوا به زمين و از زمين به هوا و شتابندگان در آن براى تدبير مصالح اهل زمين چنان كه غواصان در بحر غوص نمايند . ( 4 ) - * ( فَالسَّابِقاتِ ) * پس پيشى گيرندگان بر يكديگر در وقت فرود آمدن به زمين * ( سَبْقاً ) * پيشى گرفتنى در فرمان بردارى اوامر الهى . ( 5 ) - * ( فَالْمُدَبِّراتِ ) * پس تدبير كنندگان * ( أَمْراً ) * كار دنيا ( 1 ) يعنى جبرئيل كه بر رياح و جنود موكلست و اسرافيل كه نازل مىشود با قضيه و اقدار و ميكائيل كه باران و گياه متعلق بدوست و عزرائيل كه قبض ارواح نامزد اوست يا مراد فرشتگان ديگرند كه مدبر امر عقاب دوزخ و ثواب بهشتند و مهيا و معد آلام و لذات براى كافر عاصى و مؤمن مطيع گفته‌اند كه مقسم به نجومند كه بسرعت قطع مسافت ميكنند از شرق تا اقصاى غرب و رونده‌اند از برجى ببرجى مأخوذ از نشط الثور اذا خرج من بلد الى بلد ، و سياحت ميكنند در فلك و برهم سبقت ميگيرند در سر بسرعت حركت و مدبر امريند كه به آنها باز بسته شده است باذن اللَّه تعالى چون اختلاف فصول و تقدير ازمنه و مواقيت عبادات و چون حركات از مشرق تا مغرب قسريست و از برجى تا برجى ملايم اول مسمى
هامش
( 1 ) پوشيده نماند كه الف و لام * ( وَالنَّازِعاتِ ) * و چهار صفت ديگر كه مورد قسم واقع شده از موصولاتست و كليهء موصولات از مبهمات بشمار آمده و بنا بر اين موصوف اين صفات پنجگانه بطور صريح براى ما روشن و معلوم نيست و از اينرو حضرات مفسرين در تفسير اين آيات و تعيين مراد و موصوف اين صفات اختلاف كرده‌اند و هر كدام از روى حدس و گمان بر طبق سليقه و ذوق شخصى خود سخنى گفته‌اند و مرحوم مؤلف باقوال مختلفه آنان اشارت كرده است و آنچه به نظر نگارنده اين سطور ميرسد آنست كه نيكوترين اقوال همانا قول اول است چه آن موافقست با آنچه در مجمع البيان از امير المؤمنين عليه السلام روايت شده است كه مراد از صفات خمسه يعنى موصوف آنها فرشتگان باشند و هر يك از صفات نه گانه را اشاره بصنفى از اصناف فرشتگان بدانيم چنانچه در صريح روايت مذكور است فراجع .