تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
به جهت اين از او راضى نباشند * ( وَرَجُلًا ) * و از براى موحد مردى را كه وارسته باشد از شريكان و خالص باشد * ( سَلَماً لِرَجُلٍ ) * براى مردى يعنى غلامى كه مخصوص يك مولى باشد و او را در انجاح مقاصد و مرام خوشنود تواند ساخت * ( هَلْ يَسْتَوِيانِ مَثَلًا ) * آيا مساوى باشند اين دو بنده از روى شباهت در صفت ، استفهام بر سبيل انكار است يعنى مانند يكديگر نباشند چه يكى بسبب تنازع هلاك و مضطر و عاجز باشد و نتواند كه نوعى كند كه در خدمتكارى همه از او راضى باشند و ديگر از تخالف شريكان سالم بود و به جهت نيكويى خدمتكارى مولى از او خشنود بود يعنى هم چنان كه بنده كه مشرك باشد ميان شركاء دل او متفرق است بخدمتگارى هر يك از ايشان و متحير گشته نميداند كه به خدمت كدام قيام نمايد و بچه نوع همه را خشنود سازد و بر كدام اعتماد نمايد ، مشرك نيز توزيع عبوديت نموده از براى آلهه مختلفه ، سرگردان شده نميداند كه كدام از ايشان را عبادت كند و اعتماد بربوبيت كدام نمايد ، و از كه انجاح مرام كند و هم چنان كه بنده اى كه مملوك يك كس باشد بتوجه تمام و جد ما لا كلام كمر خدمتكارى را بر ميان بسته به چيزى كه موجب رضاى مولى او است قيام مينمايد و از آنچه سبب كراهت او است محترز مىشود و به جهت اين آنچه مرام او است از او حاصل مىكند همچنين موحد بالكليه و من جميع الوجوه روى توجه بجانب معبود به حق آورده بعبادت او اشتغال نموده و از غير او منقطع گشته و چيزى كه سبب خشنودى معبود او است استعمال مينمايد و از آنچه منشأ سخط او است احتراز مىكند و بواسطهء اين انقياد و اطاعت بنعمت عاجل و ثواب آجل ميرسد ، تخصيص رجل به جهت آنست كه فطانت او در مضرت و منفعت و شقاوت و سعادت اكثر است چه نساء و صبيان به جهت آنكه ناقصات العقولند گاه هست كه غافل ميشوند از ضرر و نفع ، ابو الحسن حسكانى باسناد خود از امير المؤمنين عليه السّلام روايت كند كه آن حضرت فرمود كه أنا ذلك الرجل السلم لرسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و سلم من آن مردم كه بخلوص تمام بخدمتگارى حضرت رسالت پناه اقدام مىنمودم ، و عياشى باسناد خود از ابى خالد روايت كرده كه امام محمّد باقر عليه السّلام فرمود كه الرجل السلم للرجل علىّ حقا و شيعته آن مردى كه خالص است در عبوديت مالك خود و خدمت او را مشوب به خدمت غيرى نساخته از روى تحقيق امير المؤمنين است و شيعيان او ، چون اين ضرب المثل بسبب هدايت بندگان است بايمان كه اعظم نعم است از اينجهت ميفرمايد كه * ( الْحَمْدُ لِلَّه ) * همه ثنا و ستايش مر خدايراست به اين مثل چه بسبب آن شما را از ظلمت شرك خلاصى داده بنور توحيد رهنمونى نمود ، و گفته‌اند كه معنى بر اينوجه است كه استحقاق حمد مر خدايى راست كه در خدايى شريك ندارد نه غير او را چه او منعم بالذات است و مالك على الاطلاق * ( بَلْ أَكْثَرُهُمْ ) * بلكه بيشتر مردمان * ( لا يَعْلَمُونَ ) * نمىدانند حقيقت اينمعنى را و به جهت فرط جهالت غيرى را شريك او ميسازند ، آورده‌اند كه كفار