تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
خوف عقاب و رجاء ثواب اثر هدايت و لطف خداست و تسميهء آن بهدى به جهت حصول آنست بهدى پس راه مىنمايد به اين اثر هر كه را ميخواهد يعنى از آنهايى كه مصاحب و جليس اهل خشيت و رجا شوند چه آن مصاحبت و مجالست مرغب ايشان مىشود در آنكه اقتدا بسيرت آنها كنند و در طريق ايشان سلوك نمايند و هر كه را كه در طريق ضلالت بگذرد يعنى به جهت قساوت قلب و اصرار و فسق و فجور و جحود و الطاف در او تأثير ننمايد پس او را هيچ هادى و مؤثرى نخواهد بود تا بسبب آن متأثر شده از وادى ضلالت بسر حد هدايت رسد پس بر سبيل تهديد ميفرمايد كه : 24 - * ( أَ فَمَنْ يَتَّقِي ) * آيا كسى كه بپرهيزد * ( بِوَجْهِه ) * بر وى خود * ( سُوءَ الْعَذابِ ) * از بدى عذاب و شدت عقاب كه آن زبانه آتش دوزخ است يعنى روى را سپر آتش سازد * ( يَوْمَ الْقِيامَةِ ) * در روز رستخيز به جهت آنكه دست و پاى او در زنجير آتشين باشد و ممكن نباشد او را كه از خود دفع آتش كند مگر بر وى چون كسى باشد كه ايمن بود از عذاب و نكال و در صدر جنت قرار گرفته باشد مرفه الحال و فارغ البال ، از كلبى منقولست كه مراد ابو جهل است كه او را دستها در گردن بسته بدوزخ برند و او به روى خود خواهد كه از آتش بپرهيزد و از خود دفع كند ، و از عطا مرويست كه مراد آن كسى است كه او را سرنگون در آتش اندازند پس اول عضوى كه آتش آن را مس كند روى او باشد ، و گويند مراد جميع بدن است ، و تخصيص آن به جهت آنست كه أعز أعضاء است و لهذا اگر اذيتى متوجه شخصى شود اول در طلب آنست كه آن را از وجه خود دفع كند بعد از آن از قول خزنه نسبت بكفار اخبار ميفرمايد كه * ( وَقِيلَ ) * و گفته شود يعنى خازنان دوزخ گويند * ( لِلظَّالِمِينَ ) * مر ستمكاران را از كفره و فجره * ( ذُوقُوا ) * بچشيد * ( ما كُنْتُمْ تَكْسِبُونَ ) * جزاى آنچه بوديد كه كسب ميكرديد از تكذيب پيغمبر و بعث و نشور در محشر ، و گويند كه اين جمله حاليه است بتقدير ( قد ) و ذو الحال آن فاعل * ( يَتَّقِي ) * است و وضع مظهر در موضع مضمر به جهت تسجيل ظلمست بر ايشان و اشعار بموجب عذاب ايشان به آتش سوزان پس معنى بر اينوجه است كه كسانى كه اتقاء شدت عذاب كنند بوجه خود در حالتى كه مأمور باشند بچشيدن و بال اعمال مساوى جماعتى نيستند كه ايمن باشند و رسيده باشند بدرجه ثواب و على كلا التقديرين جزاى شرط محذوف است از عذاب ، پس به جهت مبالغه در تهديد كفار مكه ميگويد : 25 - * ( كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ ) * تكذيب كردند آنان كه بودند پيش از كفار مكه پيغمبر خود را * ( فَأَتاهُمُ الْعَذابُ ) * پس آمد بايشان عذاب الهى و عقاب پادشاهى * ( مِنْ حَيْثُ لا يَشْعُرُونَ ) * از آنجا كه شعور نميداشتند به آن و وقوع آن در خاطر ايشان نميگذشت بلكه در حالت امنيت و رفاهيت و غفلت عذاب بر ايشان نازل شد بر طريق فجأه .
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 93 | الملا فتح الله الكاشاني