تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
سابقه و امم ماضيه خبرى كه عظيم القدر است و شما از آن اعراض نمايندگانيد و به نظر تأمل و تفكر در آن نگاه نميكنيد تا علم بصدق نبوت من پيدا كنيد ، يا آنكه من ميگويم از دعوى انذار و رسالت و وحدانيت حضرت عزت خبرى عظيم است كه هيچكس اعراض از آن نمينمايد مگر شخصى كه در نهايت غفلت و جهالت باشد ، و مؤيد اين هر دو قول است آنكه بعد از اين درصدد اثبات نبوت خود درآمده ميگويد كه : 69 - * ( ما كانَ لِي ) * نبود مرا قبل از اين زمان * ( مِنْ عِلْمٍ ) * هيچ دانشى * ( بِالْمَلإِ الأَعْلى ) * به كلام گروه برتر يعنى ملائكه و آدم و ابليس كه سكنهء آسمان بودند كه ارفع جهات است * ( إِذْ يَخْتَصِمُونَ ) * وقتى كه گفت و شنيد ميكردند يعنى ملائكه بگفتار * ( أَ تَجْعَلُ فِيها ) * قايل مىشدند و ادم به جهت تنبيه بر افضليت خود بكلمهء * ( أَنْبِئُونِي ) * مترنم ميگشت و ابليس بسبب امتناع از سجده بقول * ( أَنَا خَيْرٌ ) * ناطق مىشد پس در ثبوت نبوت من دليلى از اين روشنتر نيست كه الحال قصهء ملأ اعلى و تقاول ايشان بيان ميكنم بر وجهى كه در كتب متقدمه مذكور است بىمطالعهء كتابى و بى سماع از استادى پس از اين معلوم مىشود كه اين قصه از عالم بالا بواسطهء جبرئيل به من نازل شده و اگر بالفرض من پيغمبر خدا نبودمى و وحى به من نيامدى ممكن نبودى كه خبر دهم شما را از قصهء ملائكه و آدم و ابليس پس از اين دليل معلوم شد كه : 70 - * ( إِنْ يُوحى إِلَيَّ ) * وحى كرده نمىشود بسوى من * ( إِلَّا أَنَّما أَنَا ) * مگر به جهت آنكه جز اين نيست كه من * ( نَذِيرٌ مُبِينٌ ) * پيغمبر بيم كننده‌ام آشكارا و ترساننده واضح و هويدا تا شما را از ظلمت ضلالت رهانيده بنور هدايت رهنمونى كنم و از وادى جهالت بسرحد معرفت رسانم ، و مىتواند بود كه لام در * ( أَنَّما ) * مقدر نباشد بلكه مرفوع المحل باشد و معنى آن بر اين نهج كه آنچه به من وحى مىشود همين است كه تو منذر عبادى و مبلغ رسالت و آنچه از توابع آنست و به چيزى ديگر مأمور نمىشوم و دعوى كه غير اين باشد نميكنم ، و بدانكه مقاولهء حق سبحانه بوساطت ملك مقرب بود پس فى الحقيقه تقاول ميان آن ملك متوسط و ملائكه و آدم و ابليس بوده باشد و حينئذ اختصاص ملاء اعلى صحيح باشد پس كسى را نرسد كه گويد تقاول ميان ملاء اعلى نبوده بلكه ميان ايشان بود و حق تعالى او سبحانه داخل ملاء اعلى نيست ، و بدانكه چون تقاول ملاء اعلى در سورة البقرة مذكور شده بود و مقصود اصلى در اين مقام انذار مشركين بود بر استكبار ايشان كه بمثابه استكبار ابليس بود از سجود از اينجهت او سبحانه بعد از اجمال اختصام اختصار بر تفصيل اختصام ابليس و استكبار او از سجود نموده ميفرمايد كه : 71 - * ( إِذْ قالَ رَبُّكَ ) * ياد كن اى محمّد كه چون گفت پروردگار تو * ( لِلْمَلائِكَةِ ) *