تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 423

مساهمون:

ص٤٢٣
درآمديم و تفحص كرديم ديديم كه اميه با ياران خود بخمر خوردن مشغول بود عمر ايشان را از آن نهى نمود تهديد و تخويف ايشان داد ايشان گفتند كه اى عمر ما يك فعل منكر كرديم و تو به چهار فعل منهى مرتكب شدى اول آنكه بتجسس اقدام نمودى و حال آنكه حق سبحانه و تعالى فرموده كه * ( وَلا تَجَسَّسُوا ) * دوم آنكه از در خانه داخل نشدى بلكه از بالاى ديوار باندرون خانه درآمدى خداى تعالى فرمود كه وَلَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِها - وَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوابِها سيم آنكه بدون اذن صاحبخانه به خانه آمدى و خداى تعالى فرموده كه لا تَدْخُلُوا بُيُوتاً غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا چهارم آنكه سلام بر ما نكردى و مخالفت كردى بقول حق سبحانه و تعالى كه فرمود وَتُسَلِّمُوا عَلى أَهْلِها عمر بعد از استماع اين قول خجل شده از آنجا بيرون آمد ، و زيد بن وهب بعبد اللَّه مسعود گفت ميبينى اين وليد بن عتبه را كه خمر از سر و رويش ميچكد گفت حقتعالى مرا بتجسس نفرموده بلكه از آن منع كرده اگر چيزى بر من ظاهر شود منع آن كنم و إلا فلا ، و بعد از امر باجتناب ظن و نهى از تجسس سد باب غيبت مينمايد بقوله * ( وَلا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ ) * و بايد كه غيبت نكنند بعضى از شما * ( بَعْضاً ) * بعضى ديگر را يعنى يكديگر را در غيبت ببدى نام مبريد چنان كه درباره سلمان كرديد ، پس به جهت انزجار مردمان از غيبت تمثيل مىكند آن را بفعل فحش و ميگويد كه * ( أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ ) * آيا دوست ميدارد يكى از شما * ( أَنْ يَأْكُلَ ) * آن را كه بخورد * ( لَحْمَ أَخِيه ) * گوشت برادر خود را * ( مَيْتاً ) * در حالتى كه مرده بود آن برادر ، و ميتواند بود كه حال باشد از * ( لَحْمَ ) * يعنى در حالتى كه آن گوشت مرده بود و حيات از آن رفته ، آن گه به جهت زيادتى تقرير معنى مذكور در عقب آن ميفرمايد كه * ( فَكَرِهْتُمُوه ) * و اين در تقدير فقد كرهتموه است بر تضمن معنى شرط يعنى اگر عرض كنند گوشت برادر مرده را بر شما پس بتحقيق كه كراهت خواهيد داشت از آن و ممكن نخواهد بود شما را انكار كراهت آن ، و چون حال بر اين منوال است پس هم چنان كه كراهت داريد از گوشت مرده بايد كه از غيبت نيز به همين طريقه كاره باشيد * ( وَاتَّقُوا اللَّه ) * و بترسيد از عقوبات الهى بسبب ارتكاب غيبت * ( إِنَّ اللَّه تَوَّابٌ ) * بدرستى كه خداى بسيار پذيرندهء توبه است از جمعى كه توبه كنند از غيبت * ( رَحِيمٌ ) * مهربان بر آنكه باز ايستد از آن ، در اينكلام مبالغات بسيار است در ترك غيبت يكى ايراد استفهام كه بمعنى تقرير است ، دوم تعليق محبت به آنچه در غايت كراهت است ، سيم اسناد فعل بكل واحد كه مشعر است بر آنكه هيچ فردى از افراد انسان مرتكب اين نوع فعلى نميشود ، چهارم عدم اقتصار بر اكل لحم برادر و ضم موت به آن ، پنجم تصريح بكراهت آن و عدم اكتفاء بكراهت آن ضمنا ، ششم امر باتقاء با وجود تمثيل آن با فحش اشياء ، و بدانكه ايثار تواب بر تايب به جهت دلالتست بر كثرت كسانى كه