تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 425

مساهمون:

ص٤٢٥
دهى رسول ترا رجم فرمايد گفت من هم براى آن ميگويم پس گفت ( زنيت يا رسول اللَّه ) رسول او را رجم فرمود روزى رسول از يكى شنيد كه به ديگرى ميگفت كه ماعز خود را رسوا كرد كه گواهى زنا در حق خود داد تا او را سنگسار كردند رسول هيچ نگفت پس از عقب رسول ميآمدند تا بخرابه اى رسيدند خرى مرده آنجا افتاده بود رسول بايشان گفت اين خر مرده را بخوريد گفتند يا رسول اللَّه جان ما فداى تو باد چگونه گوشت مرده خوريم فرمود كه نه شما غيبت ماعز ميكنيد كه از خوردن اين ميته بدتر است نميدانيد كه او در جويهاى بهشت ميچرد ( 1 ) ، انس روايت كرده كه رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم فرمود شب معراج كه مرا به آسمان بردند بجماعتى رسيدم كه ايشان را چنگال و ناخن از مس و روى بود و به آن روى خود را ميخراشيدند گفتم ايشان كيستند گفتند آنانند كه در دنيا گوشت برادران يكديگر ميخوردند و غيبت ميكردند و عرض ايشان را ميبردند ، و بدانكه مستمع غيبت مثل غيبت كننده است در اثم كما قال امير المؤمنين عليه السّلام السامع للغيبة أحد المغتابين يعنى شنونده غيبت يكى از دو غيبت كنندگانست از ميمون بن سياه كه از اجلّ تابعين است نقل كرده‌اند كه گفت شبى من در خواب ديدم كه شخصى جيفهء زنجى نزد من آورد گفت بخور من گفتم چون مرده را بخورم گفت به جهت آنكه غيبت فلان ميكردى من گفتم به خدا كه نام فلان را بخير و شر نبردم گفت نه استماع غيبت او ميكردى و به آن راضى بودى ميمون بعد از اينواقعه هيچكس را نگذاشت كه در حضور او غيبت شخصى كند تا وفات نمود ، و در خبر است كه روزى عيسى عليه السّلام اصحاب خود را گفت كه اگر باد در جامهء شما آيد و آن جامه را از عورت شما بردار چه خواهيد كرد گفتند آن را خواهيم پوشيد گفت نيست چنين كه شما مىگوييد بلكه شما از آن جماعتيد كه جامه را بالاتر بريد اين كنايتست از آنكه كسى غيبت شخصى كند منع او نكنند بلكه مدد او دهند ، و ببايد دانست كه غيبت منحصر نيست در قول ، و قول مقصور نيست بر صريح بلكه كنايه و اشاره بدست و سر و چشم و غير آن نيز از قسم غيبتست گاهى كه مفيد عيب و نقص باشد و همچنين است حكايت از حركات و سكنات و مشى و امثال آن و از جملهء كنايه آنست كه كسى گويد كه من در مجلس حكام حاضر نميشوم يا مال ايتام نميخورم و مراد او اين باشد كه فلان مرتكب اين مىشود . و از اين قسمست آنكه گويد شكر مر خداى را كه مرا از اينفعل منزه ساخته و قصد او اين بود كه فلان اينفعل مىكند چه اين قول اگر چه در صورت شكر است اما متضمن غيبتست
هامش
( 1 ) اين روايت بلكه ساير روايات مذكوره در تفسير آيه غيبت منقول از تفاسير عامه و مفسرين اهل سنت است جز يك حديث كه مرحوم مؤلف راوى را نامبردار نشده و از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله نقل كرده است ولى آن حديث از جابر منقولست كه قال : قال رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله اياكم و الغيبة فان الغيبة اشد من الزنا الخ .
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 425 | الملا فتح الله الكاشاني