تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
ايشان همچو دانه كاشته‌اند كه در اول حال * ( أَخْرَجَ شَطْأَه ) * بيرون آورد شاخهاى خرد خود را كه در نهايت باريكى و ضعيفى باشند * ( فَآزَرَه ) * پس معاونت دهد و قوى و نيرومند گرداند آن را * ( فَاسْتَغْلَظَ ) * پس غليظ و سطبر شود * ( فَاسْتَوى عَلى سُوقِه ) * پس راست بايستند بر ساق و اصول خود يعنى آن گياه ضعيف و نحيف بتدريج نشو و نما يابد و در آخر بر وجهى قوى و تناور گردد كه * ( يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ ) * بشگفت آرد مزارعان را بجسامت و قوت و سطبرى و حسن منظر خود و احتمال دارد كه * ( ذلِكَ ) * اشارهء مبهمه باشد و * ( كَزَرْعٍ ) * - الى آخره موضح آن از قبيل وَقَضَيْنا إِلَيْه ذلِكَ الأَمْرَ أَنَّ دابِرَ هؤُلاءِ مَقْطُوعٌ مُصْبِحِينَ يا آنكه بقول * ( مَثَلُهُمْ فِي التَّوْراةِ ) * كلام تمام شده باشد و * ( مَثَلُهُمْ فِي الإِنْجِيلِ ) * مبتدا باشد و * ( كَزَرْعٍ ) * - الى آخره خير آن يعنى صفت ايشان در كتاب انجيل همچو مزرعيست كه متصف بصفات مذكوره باشد ، و بر هر تقدير اين مثل يا از براى بيان حال حضرت رسالتست با اصحاب يعنى هم چنان كه دانه مزرع در بدايت حال شاخهاى ضعيف و نحيف از او پيدا مىشود و بتدريج تربيت مييابد تا كه قوى و جسيم مىشود و سبب تعجب مزارعان ميگردد حضرت رسالت و اصحاب نيز در بدايت حال در نهايت نحافت و ضعف بودند و بعد از آن بر سبيل تدريج قوت ميگرفتند تا كه قوت تمام گرفته بر جميع عالميان فايق آمدند و سبب تعجب مردمان شدند و يا اينكه اينمثل از براى بيان حال حضرت رسالت باشد كه در بدء اسلام بىيار و معاون بود و بعد از آن بسبب اهل بيت و اصحاب قوت پيدا كرد ، پس زرع آن حضرت باشد و شطأه اصحاب او كه دست او را قوى گردانيدند يعنى هم چنان كه زرع در اول حال رقيق است و بتدريج غليظ و قوى مىشود و شاخها بر او متلاحق مىگردد و بحيثيتى مىشود كه مزارعان از قوت و كثرت آن متعجب مىگردند پيغمبر نيز در اول حال كه بر امر رسالت برخاست بسبب عدم معاون و ناصر در كمال ضعف بود ، بعد از آن خداى تعالى او را نيرومند گردانيد با اهل ايمان بر وجهى كه مردمان از قوت و شوكت و بسطت او تعجب كردند ، يا آنكه ممثل اصحاب آن حضرت بوده باشند كه در بدء اسلام در نهايت ضعف و قلت بودند بعد از آن بسيار شدند و كار ايشان بمرتبه اى ترقي نمود كه عالميان از كثرت ايشان تعجب نمودند يا آنكه تمثيل از براى دين اسلام باشد كه در اول مرتبه در كمال ضعف بود و بعد از آن به جهت كثرت اهل ايمان و شوكت و قوت ايشان بر ساير اديان فايق شد و قوت گرفت ، هم چنان كه دانه در اول در نهايت حقارتست و بتدريج نشو و نما مييابد و شاخها از او پيدا مىشود تا آنكه بلند و پايدار مىگردد حاصل كه حق سبحانه از براى ايمان و دين اسلام اين تشبيه فرمود * ( لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ ) * تا بخشم آورد بايشان ناگرويدگان را و مىتواند بود كه * ( لِيَغِيظَ ) * متعلق باشد بقوله * ( وَعَدَ اللَّه ) * يعنى به جهت آنكه خشمناك سازد كافران را بايشان وعده كرد خداى * ( الَّذِينَ آمَنُوا ) * آنان