و در اين عمره آيه الشَّهْرُ الْحَرامُ بِالشَّهْرِ الْحَرامِ نازل شد يعنى اين ماه ذيقعده كه مؤمنان معتمر در مكه درآمدهاند بعوض آن ماه ذيقعده است كه مصدود بودند از دخول .
القصه حق سبحانه به جهت تأكيد وعده فتح بلدان و توطين نفوس اهل ايمان و غلبيت ايشان بر اقاليم جميع مشركان فرمود كه :
28 - * ( هُوَ الَّذِي ) * او آن كسيست كه * ( أَرْسَلَ رَسُولَه ) * فرستاد رسول خود را كه محمّد است * ( بِالْهُدى ) * در حالتى كه متلبس بود به چيزى كه هدايت كنندهء بندگانست از حجج واضحه و ادلهء ساطعه و معجزات باهره * ( وَدِينِ الْحَقِّ ) * و بدين درست و راست كه اسلام است ، و ميتواند بود كه ( باء ) سببيه باشد و مراد احكام شرع و اسلام يعنى خداى رسول خود را فرستاد سبب راست نمودن و بيان كردن دين اسلام و احكام آن * ( لِيُظْهِرَه ) * تا غالب گرداند دين اسلام را * ( عَلَى الدِّينِ كُلِّه ) * بر همه دينها چه دين اسلام احكام اديان حقّه را منسوخ ساخته و ملل باطله را برانداخته و اين يا بواسطهء حجج ظاهره است و براهين و معجزات غالبه ، و يا بتسليط مسلمانان بر ساير اهل اديان زيرا كه هيچ ملتى نيست إلا كه مسلمانان بر ايشان غالب و قاهراند ، از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام مرويست كه تأويل اين آيه هنوز بفعل نيامده و در حين ظهور حضرت صاحب الزمان عليه صلوات اللَّه الملك المنان بظهور خواهد رسيد زيرا كه در آن زمان غير از دين اسلام دين ديگر باقى نخواهد ماند چنان كه كريمهء وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضى لَهُمْ شاهد اينست * ( وَكَفى بِاللَّه شَهِيداً ) * و كافى و بسنده است خداى در حالتى كه گواه است بر آن و آنچه به آن وعده داده از غالبيت دين اسلام يا بر نبوت پيغمبر خود باظهار معجزات و قوله 29 - * ( مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّه ) * يا جمله ايست كه مبين مشهوديت است و معنى اينكه بسنده است گواهى خداى بر اين كفار كه محمّد فرستادهء خداست ، و يا آنكه * ( مُحَمَّدٌ ) * خبر مبتداى محذوف باشد و * ( رَسُولُ اللَّه ) * عطف بيان آن و تقدير كلام اينكه هو محمّد رسول اللَّه يعنى آنكه سبب هدايت است و واسطهء ظهور دين حق محمّد است كه فرستادهء خدا است ، و يا آنكه * ( مُحَمَّدٌ ) * خبر مبتداى محذوف باشد و رسوله اللَّه عطف بيان و قوله * ( وَالَّذِينَ مَعَه ) * معطوف عليه و خبر اين هر دو * ( أَشِدَّاءُ ) * يعنى محمّدى كه رسول خداست و آن كسانى كه با اويند از اهل ايمان سخت دلند و غليظ * ( عَلَى الْكُفَّارِ ) * بر كافران ، و بنا بر دو قول اول و الذين معه كلاميست مستأنف يعنى جماعتى كه با پيغمبراند سختدلانند بر اهل كفار * ( رُحَماءُ ) * نرم دل و مشفق و مهربان * ( بَيْنَهُمْ ) * ميان يكديگر هم چنان كه در جاى ديگر ميفرمايد كه أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرِينَ حسن بصرى گفته كه تشدّد ايشان نسبت بكافران بر وجهى بود كه لباسهاى خود را از ايشان نگاه داشتندى تا جامها و بدنهاى ايشان بدان نرسد رأفت و مهربانى ايشان نسبت باهل اسلام بمثابه اى
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 395
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٣٩٥